طعم تلخ آلاگارسونی اجباری!

برای این مراسم رسمی، سه مرد مسیحی به رهبری انتخاب شدند که زن مسلمان را از پرده چادر خارج کنند؛ سه نفری که یکی کلاه می‌دوزد، یکی دوهزار مانتو به سبک اروپایی می‌دوزد و دیگری دختران را آلاگارسون می‌کند.

این خبر حاوی محتوای صوتی یا تصویری است. برای جزییات بیشتر به منبع خبر مراجعه کنید
خلاصه خبر
فارس - خط رهبری: کمی آب خورد، سیاهی چشم‌هایش حرکت می‌کرد و می‌غلتید در اشک‌هایی که هنوز نچکیده بود. ناگهان به نقطه‌ای خیره شد و دیگر پلک نزد. سرش رها شد روی دامن تاجی خانم. دست‌ها و بدنش آهن سرد شده بود و تمام کرد. این تنها یک پرده از مقاومت زن مسلمان ایرانی در برابر سرنیزه و آژان‌کشی رضاخانی برای هویت‌زدایی فرهنگی و ملی ایران بود؛ اما این تازیانه بر پیکر زن ایرانی از چه زمانی نواخته شد؟

فرصت دادن قاجار، روشنگر کوره‌ی حیازدایی

قاجار و عصر سپه‌سالار، اولین شعله‌های کوره حیازدایی در ایران را روشن کرد؛ زمانی که ناصرالدین‌شاه قاجار با راهنمایی‌های صدراعظم میرزاحسین‌خان به کشورهای اروپایی سفر کرد و فرهنگ دیگری را تجربه کرد. ناصرالدین‌شاه با مشورت‌های صدراعظم و پذیرایی شعب مختلف مدارس آلیانس در سفر اول خود به اروپا، اجازه تأسیس مدارس آلیانس در ایران را صادر کرد.
با تأسیس این مدارس و مدارس مشابه خارجی در ایران، راه برای تهاجم فرهنگی در ایران هموار شد و کار به جایی رسید که کوهنکا، رئیس مدارس آلیانس در ایران در سال 1334، افتخار می‌کند که اکثر دانشمندان، نویسندگان و رجال سیاسی و نظامی این کشور تحصیل‌کردگان مدارس آلیانس هستند؛ همان رجالی که دربار پهلوی را می‌گرداندند. با گسترش این مدارس، تفکر کودکان آن زمان دست خوش دست‌کاری‌های فرهنگی شد و در مدارج بالاتر، دختران مسلمان بدون چادر و روسری در این مدارس ظاهر می‌شدند؛ کاری که بعداً توسط محمدعلی فروغی و علی‌اصغر حکمت وزیر وقت آموزش، به‌صورت سیستماتیک در مدارس ابلاغ و اجرا کردند. این مراکز با برنامه‌های حساب شده، تحت پوشش فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی اهداف کلان خود را دنبال می‌کردند.

شاهزاده‌ها و اعیان پیشرو در پذیرش فرهنگ غربی

بعد از سفر ناصرالدین‌شاه به روسیه، لباس‌های اندرونی زنان تغییر کرد و کم‌کم به زنان اعیان و اشراف هم سرایت پیدا کرد. در زمان فتحعلی‌شاه، فرانسویان هم چندین خیاط به دربار شاه اعزام کردند تا برای شاهزاده‌ها لباس‌های جدید بدوزند. به‌آرامی، تغییر پوشش در ایران کلید خورد. «استعمارگران در دوران استعمار، یکى از اولین کارهایى که مى‌کردند، این بود که فرهنگ خودشان را وارد آن منطقه‌ى تحت نفوذ استعمارى کنند. یعنى این را حساب شده مى‌کردند؛ نه به این معنا که لشکریانشان مى‌آمدند، سال‌ها مى‌ماندند و فرهنگ قهراً منتقل مى‌شد؛ نه. براى این کار، محاسبه مى‌کردند» ۱۳۷۶/۱۱/۰۴ یکی از این برنامه‌ها، برداشتن فرهنگ معارض با خودشان بود که البته در سه کشور ایران، افغانستان و ترکیه در یک برهه تاریخی با اختلاف یک الی دو سال پیش رفت.

فرصت مغتنم روشنفکران با سرنیزه رضاخانی

در زمان مشروطه به واسطه بورسیه‌ی بخشی از دانش‌آموزان به اروپا، طبقه جدید منورالفکرها در ایران متولد شدند که تنها پوسته‌ی پیشرفت اروپا را دیده و از نظاره باطن آن غافل بودند. در روزنامه‌ها و مجلات آن دوران، مقالات متنوعی علیه نقش سنتی زنان در خانه منتشر می‌شد و حجاب را عامل دورماندن زن از اجتماع می‌دانستند؛ به‌رغم این فعالیت‌ها، همچنان بخش اعظمی از مردم با این موضوع مخالفت می‌کردند و این ذائقه جدید را پس می‌زدند. این روند ادامه داشت تا زمان روی کار آمدن رضاخان. در این دوره، روشنفکرانی قدرت قاهره‌ی دولت رضا قلدر را مغتنم شمردند و به پیاده‌نظام اصلی استعمار و ترویج فرهنگ غربی در ایران مبدل شدند. فکر از آن‌ها بود و تفنگ از رضاخان. آن‌ها فکر می‌ساختند و هدایتگری می‌کردند که سرنیزه و تفنگ پهلوی به کدام سمت نشانه برود و زمینه کشف حجاب را گام‌به‌گام چیدند.

از کلاه تا گلوله؛ وقتی تجدد با خون امضا شد

رضاخان که خود محصول سیستم آموزشی نوین ارتش بود؛ گرایش‌های شدیدی به تجددگرایی و سرتاپا غربی شدن داشت و در ابتدا برای آسان‌سازی راه برای کشف حجاب، قانون لباس متحدالشکل را برای مردان اجرا کرد. وقتی مردی بر پوشش خود مسلط نباشد؛ چگونه می‌تواند برای زنان نظر بدهد. در ششم دی‌ماه 1307، قانون 4 ماده‌ای اتحاد شکل البسه را گذاشته شد که طبق این قانون «كليه اتباع ذكور ايران كه بر حسب مشاغل دولتی دارای لباس مخصوص نيستند در داخله مملكت مكلف هستند كه ملبس به لباس ‌متحدالشكل بشوند و كليه مستخدمين دولت اعم از قضائي و اداری مكلف هستند در موقع اشتغال بكار دولتی به لباس مخصوص قضائي يا اداری ‌ملبس شوند و در غير آن موقع بايد به لباس متحدالشكل ملبس گردند».
به سنت‌های اجتماعی مردم، خصوصا روحانیون حمله کرد؛ عبا و کلاه محلی را ممنوع اعلام کرد و پوشیدن لباس اروپایی را اجباری کرد. این قانون، مخالفت‌های زیادی را در شهرهای تهران و قم در پی داشت؛ همین طور عشایر هم زیربار تغییر لباس نمی‌رفتند؛ هرچند که از طرف حکومت مدام تهدید می‌شدند. این اعتراض‌ها به صورت پراکنده همچنان ادامه داشت تا اینکه باز قانون البسه متحدالشکل بعد از سفر رضاخان به ترکیه تغییر کرد؛ کلاه، از کلاه پهلوی به کلاه شاپوی بین‌المللی تبدیل شد. همین اتفاق منجر شد که پس از بازداشت آیت‌الله قمی، صحن مسجد گوهر شاد در تیرماه 1314 به محل تحصن علمای مشهد تبدیل شد. بعد از کشتار اولیه و متفرق نشدن مردم معترض، درهای حرم بسته شد و چند ساعت مداوم، از بیرون و داخل مردم معترض آماج شلیک گلوله قرار گرفتند. ۱۷۵۰ نفر از مردم با دستور پهلوی کشته شدند.

طعم تلخ آلاگارسونی اجباری

از طرف دیگر رضاخان، مکتب‌ها و نظام آموزشی سنتی ایران را برچید و نظام مدارس به سبک‌وسیاق غربی را رواج داد. هر چند مدارس دخترانه در ایران تأسیس شده بود. این مدارس بیشتر رویه‌ی حیازدایی از دختران داشتند و از سوی مردم مورد استقبال قرار نمی‌گرفتند و یکی پس از دیگری بسته می‌شدند. اما در دوره پهلوی اول، برای این مدارس، برنامه‌ریزی شد و تحت نظارت دولتی قرار گرفتند و موضوع اعزام دختران به خارج کشور رنگ‌وبوی جدی‌تر گرفت و هفت نفر از دختران امرا و دولتمردان در سال 1309 به خارج کشور اعزام شد و همه برنامه‌ها به رفت و برگشت موثر آن‌ها گره خورد. در اینجا روشنفکرانی مانند علی اصغر حکمت، وزیر معارف آن زمان نقش پررنگی در سوءاستفاده از تمایل زنان به پیشرفت داشتند.
۱۴ MB
او به پهلوی اول پیشنهاد می‌دهد که برای تسریع ماجرا و الگوگیری مردم از شاه، در مراسم جشن دانشسرای تهران، قانون کشف حجاب با حضور فارغ التحصیلان در 17 دی ماه 1314 اعلام شود. برای این مراسم رسمی، سه مرد مسیحی به رهبری انتخاب شدند که زن مسلمان را از پرده چادر خارج کنند؛ سه نفری که یکی کلاه می‌دوزد، یکی دوهزار مانتو به سبک اروپایی می‌دوزد و دیگری دختران را آلاگارسون می‌کند. در نهایت، با حضور شاه و همسر و دختر وی، در مراسمی با شرکت هزار نفر، توطئه کشف حجاب رسما اجرایی و اعلام می‌شود. دانشسرایی که قرار بود، راه را برای پیشرفت زنان در اجتماع فراهم کند، همان دارایی اندک آن‌ها را هم ربود؛ تاریخ دخترانی را به یاد دارد که در طول مراسم رو به دیوار گریه می‌کردند.

قانون کشف حجاب به تاریخ پیوست

توطئه‌ای کشف حجاب ابتدا با تشویق و تبلیغ از طریق جشن‌ها و ایجاد مراسم با سازماندهی گسترده و برنامه‌های تبلیغی در روزنامه‌ها و رادیو شروع شد و بعد با زور سرنیزه و محدودیت‌های شدید اعمال شد. روندی که هنوز هم بعد از گذشت صدسال از سوی دولت‌های غربی و مهره‌هایی در داخل و خارج تبلیغ و ترویج می‌شود و توطئه‌ای با عناوین تزیین شده «زن آزاد و مرد آزاد» به دنبال حیازدایی از جامعه را دنبال می‌کنند. روندی که به‌جای آنکه زن را به عنصری پیشران در جامعه مبدل کند؛ او را به ابزاری برای غیرفعال‌کردن نیم دیگر جامعه مبدل می‌کند.
تجربه‌ای که گزارشگر روزنامه رستاخیز از آن به تبدیل‌شدن زنان به تونل ارتباطی انتقال پول از مشتری ازهمه‌جا بی‌خبر به صندوق صاحبان ثروت یاد می‌کند. تاسف‌بارتر آنکه، این توطئه جهانی، خود زنان را به‌عنوان عروسک‌های تزیین شده به کالا تبدیل کرده است. با وجود اینکه این توطئه در بخشی از طبقه متوسط آن دوران رسوخ کرد؛ اما با مقاومت اقشار متدین، مردم راه پیشرفت این طرح استعماری مسدود شد و با فرار رضا قلدر، این قانون هم به تاریخ پیوست. #خط_رهبری #کشف_حجاب #رضا_خان
18:49 - 17 دی 1404
نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ