توافق سوریه و اسرائیل با نظارت آمریکا
دولت تازه سوریه و اسرائیل با نظارت آمریکا پذیرفتند یک «سلول ارتباطی» مشترک بسازند تا تبادل اطلاعات و کاهش تنش نظامی را هماهنگ کند؛ سازوکاری که وزارت خارجه آمریکا میگوید برای رسیدن به امنیت و ثبات پایدار طراحی شده است. این توافق که در پاریس حاصل شده است، قرار نیست دشمنی دو طرف را تمام کند؛ قرار است جلوی اشتباه محاسباتی را بگیرد. این خط تماس تحت نظارت آمریکا، چهار مسیر را با هم جلو میبرد: تبادل اطلاعات، کاهش تنش نظامی، تعامل دیپلماتیک و فرصتهای تجاری، اما همه چیز در یک چارچوب محدود و کنترلشده میماند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
دولت تازه سوریه و اسرائیل با نظارت آمریکا پذیرفتند یک «سلول ارتباطی» مشترک بسازند تا تبادل اطلاعات و کاهش تنش نظامی را هماهنگ کند؛ سازوکاری که وزارت خارجه آمریکا میگوید برای رسیدن به امنیت و ثبات پایدار طراحی شده است. این توافق که در پاریس حاصل شده است، قرار نیست دشمنی دو طرف را تمام کند؛ قرار است جلوی اشتباه محاسباتی را بگیرد. این خط تماس تحت نظارت آمریکا، چهار مسیر را با هم جلو میبرد: تبادل اطلاعات، کاهش تنش نظامی، تعامل دیپلماتیک و فرصتهای تجاری، اما همه چیز در یک چارچوب محدود و کنترلشده میماند.
وزارت خارجه آمریکا در بیانیه خود گفت سوریه و اسرائیل متعهد شدهاند به «امنیت و ثبات پایدار» در روابط دوجانبه برسند. نقطه اصلی بیانیه، تأکید روی «خروجی» است، نه «امتیازدهی». قرار نیست طرفها همین حالا معامله سیاسی بزرگی را اعلام کنند یا از خطوط قرمز خود عقبنشینی علنی داشته باشند؛ هدف، ساختن یک ابزار اجرائی برای مدیریت تنش است.
این توافق بهعنوان یک «سلول ارتباطی» اختصاصی توضیح داده میشود. این سلول قرار است تماسها را فوری و پیوسته کند و یک مسیر واحد برای هماهنگی بسازد. فهرست مأموریتها هم صریح آمده است: تبادل اطلاعات، کاهش تنش نظامی، تعامل دیپلماتیک و فرصتهای تجاری. دامنه روی کاغذ پهن است، اما شکل اجرا عمدا باریک است؛ یک کانال، یک میز و یک ناظر.
بیانیه اضافه میکند همین مکانیسم باید بستری باشد برای رسیدگی سریع به اختلافها و جلوگیری از سوءتفاهم. این ادبیات، کلاسیکترین نسخه مدیریت بحران است؛ «کمکردن احتمال انفجار» بهجای «حل ریشه اختلاف».
بااینحال، در متن تصریح شده اسرائیل همچنان حملاتش به سوریه را ادامه داده و بیانیه هم نگفته تلآویو از اقدامهای بعدی خودداری میکند یا به توافقهای قبلی برمیگردد. نبود چنین تعهدی، سقف واقعی توافق پاریس را نشان میدهد: نه عادیسازی رسمی، نه معامله سیاسی بزرگ و نه تضمین توقف حملات؛ صرفا یک خط تماس برای جلوگیری از پرش ناگهانی بحران از مرحله هشدار به مرحله برخورد.
نقش آمریکا در این معماری فقط تسهیلگر نیست؛ وقتی همه تماسها در یک کانال تحت نظارت واشنگتن جمع میشود، آمریکا هم «ضامن روند» میشود و هم «دروازهبان» آن. این یعنی میتواند سرعت تماسها، سطح تماسها و حتی موضوع تماسها را تا حدی تنظیم کند و نگذارد گفتوگو از کنترل خارج شود. در کوتاهمدت، چنین کنترلی برای مهار بحران مؤثر است؛ چون از ارتباطهای پراکنده، شایعهمحور و غیررسمی کم میکند.
چهار حوزهای که بیانیه فهرست کرده هم پیام دارد. تبادل اطلاعات و کاهش تنش نظامی، ستون سخت و فوری است و معمولا برای جلوگیری از برخورد ناخواسته طراحی میشود. تعامل دیپلماتیک، در این مرحله بیشتر «کانال کمکی» است تا همه چیز صرفا امنیتی نماند و برای حل مسائل روزمره هم جا باز شود. بند «فرصتهای تجاری» هم اگرچه کلی است، اما میتواند نقش چسب را بازی کند؛ وقتی حتی منفعت اقتصادی محدود تعریف شود، بستن کانال برای طرفها هزینهدارتر میشود. متن جز همین عنوان کلی چیزی اضافه نمیکند، پس باید آن را در حد یک سیگنال نگه داشت.
اگر این کانال واحد بتواند اختلافها را قبل از رسیدن به میدان جنگ جمع کند، برای واشنگتن یک دستاورد اجرائی است. اگر نتواند، پیامش هم واضح است: اختلافهای میدانی و سیاسی عمیقتر از آن است که با یک سلول ارتباطی کنترل شود.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.









