در حالی که بیش از ۶۰ ساعت از خاموشی کامل اینترنت در ایران میگذرد، گزارشها از ثبت نزدیک به ۵۷۰ تجمع اعتراضی در ۳۱ استان کشور، ابعاد گسترده و کمسابقه موجی از اعتراضها و سرکوب و کشتار معترضان را نشان میدهد که از دو هفته پیش آغاز شده است.
این اعتراضها ابتدا با اعتصاب بازار تهران در واکنش به افزایش نرخ ارز و بیثباتی شدید قیمتها شکل گرفت، اما در ادامه و پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، به حضور گسترده شهروندان معترض در خیابانهای شهرهای مختلف ایران انجامید.
با وجود قطع سراسری اینترنت از روز پنجشنبه، ویدیوهای محدودی که با استفاده از اینترنت ماهوارهای استارلینک به خارج از کشور ارسال شدهاند، نشان میدهد که تا شامگاه روز شنبه، چندین میلیون شهروند ایرانی در نقاط مختلف کشور در اعتراض به وضعیت موجود به خیابانها آمدهاند.
این تصاویر که از شهرهای بزرگ و کوچک ایران منتشر شده، بیانگر تداوم و گسترش دامنه اعتراضها با وجود محدودیتهای شدید ارتباطی، و کشتار بیرحمانه شهروندان با شلیک مستقیم گلوله جنگی از سوی دستگاه سرکوب و عوامل انتظامی، امنیتی و بسیج است.
در این ویدیوها، معترضان با سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر خامنهای» و «جاوید شاه» آشکارا با ساختار قدرت حاکم را ابراز مخالفت میکنند. کوبیدن بر قابلمهها، تجمعهای شبانه و حرکتهای اعتراضی پراکنده در محلههای مختلف از دیگر الگوهای مشترک مشاهدهشده در شهرهای مختلف است.
تغییر ماهیت اعتراضها، از مطالبات اقتصادی تا خواسته سیاسی
بر اساس تصاویر و روایتهای منتشرشده، اعتراضهای جاری بهسرعت از چارچوب مطالبات اقتصادی فراتر رفته و به جنبشی با مطالبات صریح سیاسی تبدیل شده است. معترضان در شهرهای مختلف، ضمن حمایت علنی از خاندان پهلوی، خواسته سرنگونی فوری حکومت جمهوری اسلامی را اعلام کردهاند، تغییری که ناظران آن را نقطه عطفی در روند اعتراضهای اخیر ارزیابی میکنند.
این تغییر ماهیت نشانهای از شکاف عمیق میان بخش قابلتوجهی از جامعه و ساختار سیاسی حاکم تلقی میشود، شکافی که دیگر به موضوعهایی مانند نرخ ارز، تورم یا معیشت محدود نیست و مستقیم مشروعیت نظام سیاسی را هدف قرار داده است. گستردگی جغرافیایی اعتراضها و تکرار شعارهای مشابه در مناطق مختلف کشور بر هماهنگی و همسویی مطالبات معترضان دلالت دارد.
در مقابل، واکنش مقامهای جمهوری اسلامی همچنان بر رویکردی امنیتی و تقابلی استوار بوده است. دادستان کل کشور روز جمعه و ساعاتی پس از سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی، معترضان را با واژههایی چون «اغتشاشگر»، «تخریبگر»، «معاند» و «محارب» توصیف کرد، که از آمادگی حاکمیت برای تشدید برخورد با معترضان حکایت داشت.
شکاف میان روایتهای میدانی و واکنشهای رسمی
در روزهای پنجشنبه، جمعه و شنبه، روایتهای شهروندانی که از طریق اینترنت ماهوارهای موفق به برقراری ارتباط با خارج از کشور شدهاند، همراه ویدیوهای محدود منتشرشده، از خشم گسترده معترضان و واکنش خشونتبار نیروهای امنیتی خبر داد. در این گزارشها، بهطور مکرر به شلیک مستقیم گلوله جنگی، استفاده از تکتیرانداز و مشاهده پیکر شمار زیادی از شهروندان کشتهشده اشاره شده است.
با این حال، مقامهای عالیرتبه جمهوری اسلامی ضمن تایید تلویحی گستردگی شمار کشتهشدگان، مسئولیت شلیک مستقیم به شهروندان را به «عوامل خارجی و تروریستی» نسبت دادهاند و نقش نیروهای حکومتی در این رخدادها را نپذیرفتهاند.
رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور نیز در گفتوگویی تلویزیونی، شمار آسیبدیدگان را «غیرقابل قیاس با اعتراضات پیشین» توصیف کرد.
فرماندهی کل انتظامی جمهوری اسلامی نیز با تاکید بر هماهنگی میان نیروهای امنیتی و انتظامی، از دستگیری گسترده معترضان خبر داده است. احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی، با بهکارگیری اصطلاح «کشتهسازی»، تلاش کرده است گزارشهای مربوط به سرکوب و کشتار معترضان را به «جریانهای بیگانه» نسبت دهد، ادعایی که با تصاویر و روایتهای منتشرشده از صحنههای اعتراض همخوانی ندارد.
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز بدون اشاره به نقش نیروهای حکومتی در سرکوب معترضان، کشته شدن تعدادی از شهروندان را نتیجه «رفتار بسیار خشن و جنایتآمیز عوامل دشمن» دانست. این سخنان در شرایطی مطرح میشود که رسانههای بینالمللی و نهادهای حقوق بشری با بررسی شهادت شاهدان و مستندات موجود، اقدام نیروهای امنیتی به شلیک گلوله جنگی بهسوی معترضان را تایید کردهاند و شمار کشتهشدگان را «بسیار بالا» توصیف میکنند.
تهدید رسانهای، اعتراف اجباری و تلاش برای مهار بحران
یکی دیگر از محورهای مورد توجه ناظران داخلی و خارجی نقش رسانههای رسمی در مواجهه با اعتراضها است. صداوسیمای جمهوری اسلامی در روزهای اخیر با محدود کردن انعکاس اخبار به این نهاد و چند خبرگزاری نزدیک به سپاه پاسداران از جمله تسنیم، فارس و مهر، تلاش کرده است تصویری کنترلشده و عادی از وضعیت کشور ارائه دهد.
در عین حال، در برخی برنامههای تلویزیونی، مجریان با ادبیاتی تهدیدآمیز ضمن توهین به معترضان، از خانوادهها خواستهاند مانع حضور فرزندانشان در اعتراضها شوند و هشدار دادهاند که در صورت زخمی یا کشته شدن معترضان، حق شکایت نخواهند داشت، موضعی که با واکنش منفی فعالان حقوق بشر مواجه شده است.
همزمان دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی با بسیج حامیان حکومت و برگزاری راهپیماییهای دولتی، در تلاش است سطح دیگری از کنترل میدانی و روانی بر جامعه اعمال کند. پخش ویدیوهایی از اعتراف اجباری بازداشتشدگان و تشکیل پروندههای قضایی فوری نیز از جمله اقدامهایی است که فعالان حقوق بشر آن را تلاشی برای مرعوب کردن جامعه و جلوگیری از تداوم اعتراضها ارزیابی میکنند.
در شرایطی که قطع اینترنت، مستندسازی نقض حقوق بشر و انتقال اطلاعات را با دشواری جدی مواجه کرده است، فعالان مدنی و حقوق بشری در داخل و خارج از ایران در تلاشاند مسیرهای جایگزین ارتباطی ایجاد کنند. آنها از شهروندان و رسانههای بینالمللی خواستهاند به پوشش خبری وضعیت ایران ادامه دهند.
به گفته معترضان و فعالان سیاسی، شواهد موجود نشان میدهد که نیروهای امنیتی بهصورت گسترده از گلوله جنگی علیه شهروندان استفاده کردهاندــ موضوعی که به باور آنان، جهان باید بهروشنی از آن آگاه شود. در چنین شرایطی، تداوم خاموشی اینترنت نه تنها مانع اطلاعرسانی شده، بلکه به ابزاری برای پنهانسازی ابعاد واقعی سرکوب و اعتراضها تبدیل شده است.








