شاه ایران سرانجام صاحب پسری شده بود که مطابق قانون اساسی میتوانست جانشین او شود. محمدرضا پهلوی پیش از آن، دو ازدواج ناموفق داشت؛ نخست با فوزیه، شاهدخت مصر و سپس با ثریا اسفندیاری. با اینکه او عاشقانه ثریا را دوست داشت، اما چون صاحب فرزندی نشدند، به ناچار از او جدا شد و با فرح دیبا ازدواج کرد؛ به این امید که فرح برای او پسری بیاورد تا بعدها تاج پادشاهی ایران را بر سر بگذارد.
اما تاریخ و سیاست، بازیهای حیرتانگیزی برای او تدارک دیده بود. ۲۶ دی ۱۳۵۷، محمدرضا پهلوی به همراه تمام اعضای خانواده برای همیشه ایران را ترک کرد. کمتر از یک ماه بعد، انقلاب ایران پیروز شد، نظام پادشاهی سقوط کرد و خود او نیز کمتر از دو سال بعد در تبعید درگذشت.
مرگ شاه و سوگند رضا پهلوی
با مرگ شاه، مسئولیت بزرگ پسر ارشدش آغاز شد. او که تا زمان مرگ پدر، ولیعهد بود، در ۹ آبان ۱۳۵۹ و در زادروز ۲۱ سالگیاش، «آمادگی برای قبول مسئولیتها و تعهدات خود به عنوان پادشاه قانونی ایران» را اعلام کرد. اما «با توجه به شرایط کشور» ادای سوگندنامه مندرج در قانون اساسی را به زمانی موکول کرد که «تاییدات الهی شرایط آن را فراهم سازد». با این حال، او «به پرچم سه رنگ ایران و قرآن» سوگند خورد تا همواره «عامل همبستگی ملی» باشد. به این ترتیب، فصلی تازه در زندگی شاهزاده در تبعید آغاز شد که با گذشت بیش از ۴۵ سال همچنان ادامه دارد.
رضا پهلوی، متولد ۹ آبان ۱۳۳۹، در سن ۱۷ سالگی و کمی پیش از انقلاب، برای طی دوره آموزش خلبانی نظامی به تگزاس آمریکا رفت و موفق به گذراندن دوره خلبانی جتهای جنگنده شد. او پس از انقلاب در رشته علوم سیاسی دانشگاه ماساچوست شروع به تحصیل کرد، اما همزمان با بیماری پدرش به قاهره رفت تا در کنار خانواده باشد. وی سرانجام موفق شد مدرک کارشناسی خود را به صورت مکاتبهای از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی دریافت کند.
او بعدها در مصاحبهای گفت که در جریان جنگ ایران و عراق، «برای انجام وظیفه ملی و میهنی»، از طریق سفارت سوئیس در قاهره نامهای به ستاد مشترک ارتش ایران نوشته و پیشنهاد داده است تا به عنوان خلبان جنگنده در جنگ شرکت کند؛ نامهای که هرگز پاسخی به آن داده نشد.
رضا پهلوی و نقشی که آرامآرام پررنگ شد
پس از مرگ آخرین شاه ایران، رضا پهلوی برای سلطنتطلبان به مهمترین چهره مخالف تبدیل شد و بعدها اعلام کرد که دولت در تبعید تشکیل داده است. اگرچه حضور او در صحنههای سیاسی تا سالهای اخیر کمرنگ بود، اما فعالیتهایش کمابیش ادامه داشت.
بهرغم اینکه پادشاهیخواهان همواره از رضا پهلوی برای بازگشت به کشور و بازپسگیری تاج و تخت حمایت کردهاند اما او بارها در مصاحبههایش تاکید کرده که لزوما خواستار برقراری سلطنت نیست. وی هدف خود را سقوط نظام کنونی و برگزاری رفراندومی میداند که در آن مردم آزادانه نوع نظام سیاسی خود را انتخاب کنند. موضعی که خشم سلطنتطلبان سنتی را برانگیخت و باعث شکاف در حلقه طرفدارانش شد.
چرا مخالفان در ایران از رضا پهلوی حمایت میکنند؟
با این وجود، چند عامل مهم باعث شد تا نقش او در میان مردم کشوری که اکثریت آنها پس از دوران شاه به دنیا آمدهاند، تحکیم شود:
نماد پیش از جمهوری اسلامی و «نه به وضع موجود»
او شناختهشدهترین مخالف حکومت کنونی است. عدم موفقیت حکومت در توسعه اقتصادی و اجتماعی، در کنار تبلیغات رسانهای در برجسته کردن موفقیتهای دوران پهلوی، باعث شده تا بخشی از مردم با مقایسه رفاه آن دوران و جایگاه بینالمللی ایران، حس بهتری نسبت به فرزند شاه داشته باشند.
خلاء رهبری در اپوزیسیون
همزمان هیچ فرد یا گروه دیگری در خارج از کشور نتوانست به عنوان اپوزیسیون جدی ایفای نقش کند. شاید سازمانیافتهترین گروه مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور سازمان مجاهدین خلق ایران باشد که به دلائل مختلف مورد خشم و نفرت اکثریت مردم قرار دارد. این گروه همچنان ایدئولوژی مذهبی دارد، اعضای زن آن حجاب اسلامی دارند و علاوه بر آن با صدام حسین در حمله نظامی به ایران همکاری کرده است و همین دلائل کافی است تا هیچ جایگاهی برای آنها در میان مردم نباشد.
افراد و گروههای دیگر نیز اگرچه در دوران کوتاهی ظهور کردند و توانستند بخشی از جامعه را تحت تاثیر قرار دهند اما به طور کلی نتوانستند نظر اکثریت را به عنوان یک جایگزین برای جمهوری اسلامی جلب کنند.
بهعنوان مثال پس از جنبش «زن، زندگی، آزدی» در سپتامبر ۲۰۲۲، ائتلافی برای «همبستگی و سازماندهی برای آزادی ایران» با حضور چهرههای مهم مخالف حکومت و جریانهای مختلف سیاسی، از جمله رضا پهلوی شکل گرفت که اندکی بعد به دلیل اختلاف میان اعضا عملا از هم گسست.
بهرغم اینها، فراخوان رضا پهلوی برای برگزاری تظاهرات علیه جمهوری اسلامی با استقبال گسترده مردم همراه بود. شعارهایی که از ایران به گوش میرسند اغلب حول محور حمایت از بازگشت او به کشور متمرکز شدهاند.
رضا پهلوی درباره نظام سیاسی آینده ایران و نقش خودش چه می گوید؟
آنطور که رضا پهلوی در پیامها و بیانیههای خود گفته است هدف او بازگشت به «شاهنشاهی مطلق» یا حکومت موروثی نیست، بلکه گذار کشور از نظام فعلی به «یک حکومت مردمی، مبتنی بر انتخاب آزاد مردم است.» او میگوید با اینکه تاریخ خانوادهاش با پادشاهی گره خورده اما شخصا خواهان قدرت و منصب حکومتی نیست و نمیخواهد عنوان سیاسی خاصی را بازپس گیرد. بلکه میخواهد امکان انتخاب آزاد مردم ایران برای نوع حکومت آینده فراهم شود.
به گفته او، حکومت آینده باید بر اساس اراده و رای مردم، در یک انتخابات آزادانه و بر مبنای حقوق بشر، جدایی دین از سیاست شکل بگیرد.
رضا پهلوی در مواضع خود بر چند نکته کلیدی درباره روند تغییر حکومت تاکید کرده است. نخست اینکه او خواستار «گذار مسالمت آمیز» شده، به این معنی که تغییر حکومت در ایران بدون خشونت و از طریق «نافرمانی مدنی» انجام شود. او همچنین بر حمایت از نیروهای نظامی از جمله ارتش و بدنه سپاه تاکید کرده و از آنها خواسته است تا به مردم بپیوندند. و دست آخر معتقد است که شکل حکومت بعدی، چه پادشاهی پارلمانی چه جمهوری، از طریق همه پرسی آزاد انجام خواهد شد. رضا پهلوی «حکومت دموکراتیک سکولار» را بهترین نوع نظام سیاسی برای ایران میداند.
امروزه با وجود تشتت آرا در نوع حکومت ایران به نظر میرسد که معترضان بر سر او برای رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی به توافق رسیدهاند و انتخاب نوع حکومت را به زمانی پس از سرنگونی جمهوری اسلامی موکول کردهاند.









