

اعتراضات سراسری ایران؛ ارتش کجا ایستاده، قانون چه میگوید و حکومت چه میخواهد؟
در چهاردهمین روز از اعتراضات سراسری ایران، ارتش جمهوری اسلامی با صدور بیانیهای شدیداللحن، در مورد «توطئه» اسرائیل و «گروههای تروریستی» برای «اختلال در امنیت عمومی» هشدار داد.
اعتراضات سراسری ایران؛ ارتش کجا ایستاده، قانون چه میگوید و حکومت چه میخواهد؟
منبع تصویر، Getty Images
در چهاردهمین روز از اعتراضات سراسری ایران، ارتش جمهوری اسلامی با صدور بیانیهای شدیداللحن، در مورد «توطئه» اسرائیل و «گروههای تروریستی» برای «اختلال در امنیت عمومی» هشدار داد.
ارتش همچنین اعلام کرد که با همراهی «سایر نیروهای مسلح»، به حفاظت از «منافع ملی، زیرساختهای راهبردی کشور و اموال عمومی» خواهد پرداخت.
بیانیه ارتش به معنی ورود آن به خیابانهاست؟
بیانیه اخیر ارتش، در مورد شیوه همکاری این نیرو با «سایر نیروهای مسلح» برای کنترل وضعیت امنیتی توضیح بیشتری نمیدهد. درنتیجه، برای فهم شیوههای احتمالی این همکاری، بازخوانی الگوهای قبلی دخالت ارتش هنگام اعتراضات مردمی مفید خواهد بود.
در اعتراضات آبان ۱۳۹۸، که در زمان خود بیش از اعتراضات خیابانی قبلی نسبت به جمهوری اسلامی کشته بر جای گذاشت، اطلاعات مشخصی از نحوه دخالت ارتش در برخورد با معترضان منتشر شد.
یک هفته پس از پایان اعتراضات، عبدالرضا رحمانی فضلی، رئیس وقت «شورای امنیت کشور» از نقش ارتش در «حمل و نقل، لجستیک و کمکرسانی» به نیروهای انتظامی و امنیتی برخورد خبر داد.
او علاه بر توضیح در مورد کمکهای تدارکاتی ارتش، به اقدامات یگانهای مسلح این نیرو هم اشاره کرد: «در برخی موارد که کمبود نیرو داشتیم، ارتش را آوردیم برای حفاظت از اماکن و مناطق حساس، که از آن اماکن حفاظت کنند تا نیروی انتظامی آزاد باشد و بتواند برود جاهای مختلف.»
از این اظهارات مشخص شد که علت دخالت ارتش جمهوری اسلامی، «کمبود نیرو»، و وظیفهشان «حفاظت از اماکن و مناطق حساس» بوده تا نیروهای انتظامی و سایر نیروهای امنیتی، برای برخورد مستقیم با معترضان آزاد شوند.
در بیانیه اخیر ارتش جمهوری اسلامی هم تاکید بر کمک به «سایر نیروهای مسلح»، برای محافظت از«زیرساختهای راهبردی و اموال عمومی»، حکایت از ماموریت احتمالا مشابهی دارد: پرسنل ارتش وظیفه محافظت از تاسیسات حساس و ساختمان های حکومتی را به عهده بگیرند تا نیروهای محافظ، به خیابانها بروند.
در این صورت، می توان احتمال داد که که انگیزه مستقر کردن ارتشیها در اماکن حساس، مانند سال ۱۳۹۸، «کمبود نیرو» برای مقابله با معترضان، و آسیبپذیری اماکن حکومتی در مقابل آنها باشد؛ مکانهایی بالقوه آسیبپذیر که تعدادشان بالغ بر چند هزار تخمین زده میشود و در نتیجه، سپردن حفاظت از حتی بخشی از آنها به ارتش، به معنی افزایش معنیدار نیروهای مستقر در خیابانها خواهد بود.
ورود ارتش برای مقابله با اعتراضات معمول است؟
به نظر نمی رسد که استفاده از پرسنل ارتش برای مقابله با اعتراضات مردمی، رویه «عادی» حکومت ایران باشد.
به عنوان نمونه، در اواخر اعتراضات دی ۱۳۹۶، که برای اولین بار در بیش از ۱۰۰ شهر ایران جریان یافت، ارتش برای کمک به نیروی انتظامی ابراز آمادگی کرد ولی نشانهای از تحقق عملی این کمک در دست نیست.
در آن مقطع عبدالرحیم موسوی، فرمانده وقت ارتش، در پیامی خطاب به حسین اشتری، فرمانده وقت نیروی انتظامی، گفت: «اگر لازم میشد همرزمان شما در ارتش جمهوری اسلامی ایران بازو در بازوی دلاوران آن نیروی سربلند رودرروی فریبخوردگان شیطان بزرگ میایستادند.»
ادامه پیام بر «آمادگی کامل ارتش» برای اجرای دستورات رهبر جمهوری اسلامی «در هر ماموریت ابلاغی» تاکید داشت.
منبع تصویر، Getty Images
از پیام فرمانده کل ارتش این طور برداشت میشد که این نیرو حاضر به دخالت در سرکوب معترضان بوده اما در آن مقطع خاص، علی خامنهای چنین دخالتی را ضروری تشخیص نداده است.
اعتراضات ۱۴۰۱ هم، به نوبه خود صحنه موضعگیریهای شدیداللحن فرماندهان ارتش علیه معترضان بود. چند هفته پس از شروع تظاهرات، عبدالرحیم موسوی، فرمانده وقت ارتش، با یادآوری اینکه «نیروهای مسلح پشتیبان یکدیگر هستند»، معترضان را وابسته به آمریکا و اسرائیل دانست و آنها را تهدید به «تسویه حساب» کرد.
مدتی بعد، کیومرث حیدری، فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش، معترضان را «مگس» نامید و گفت اگر علی خامنهای «فرمان برخورد صادر کند، آنها به طور قطع هیچ جایی در کشور نخواهند داشت.»
در آن دوره، به طور رسمی خبری از ورود ارتش به خیابانها برای مقابله با مردم معترض منتشر نشد، هرچند که در همان اوایل اعتراضات، رسانههای وابسته به حکومت از کشته شدن یک ستوان نیروی زمینی به نام مسلم جاویدی مهر «در حین کمک به متفرق کردن اغتشاشگران» خبر دادند.
در مورد چگونگی جان باختن این افسر، البته اطلاعات مستقلی در دست نیست ولی در صورتی که بپذیریم او در رویارویی با معترضان کشته شد، این را میتوان به عنوان نشانهای از سطح استفاده از نیروهای ارتشی در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ قلمداد کرد.
از سوی دیگر، با بررسی اعتراضات ۱۳۸۸ نیز، نشانهای از استفاده از نیروهای ارتش در برخورد با معترضان، حتی در بحرانیترین شرایط پایتخت، به دست نمیآید.
حسن عباسی، که آن زمان از چهرههای نزدیک به سپاه پاسداران محسوب می شد، در تیر ماه ۱۳۸۹ ارتش را نیرویی توصیف کرد که «بی سروصدا در پادگانهاست و اگر آب این کشور را ببرد، هیچ صدای آن در نمیآید.» گفتههای این سخنران جنجالی، که در جمعی محدود بیان شده بود، سالها بعد در مرداد ۱۳۹۵ رسانهای شد و واکنش شدید فرماندهان ارتشی را برانگیخت؛ اما در اظهارات هیچ یک از فرماندهان، اشاره ای به دخالت ارتش در مقابله با اعتراضات ۱۳۸۸ وجود نداشت.
در یکی از واکنشها، احمدرضا پوردستان، فرمانده وقت نیروی زمینی، گفت اظهارات حسن عباسی «بدون شناخت و آگاهی از شرح وظایف سازمانها و نیروها» بیان شده است؛ گفتهای که به طور تلویحی نشان می داد تا آن زمان، ارتش ورود به خیابان را جزو «شرح وظایف» خود تلقی نمیکرده است.
قوانین جاری اجازه استفاده از ارتش در خیابان را میدهد؟
در اصل ۱۴۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی، وظیفه ارتش «پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی» ذکر شده است. مطابق این اصل، نه تنها وظیفه -معروفتر- حفظ «تمامیت ارضی»، که وظیفه پاسداری از «نظام جمهوری اسلامی» هم از مسئولیتهای اصلی ارتش است.
بر این مبنا، به نظر میرسد قانون اساسی از ابتدا به گونهای تدوین شده است که در صورت نیاز، امکان استفاده از پرسنل ارتش برای مقابله با تهدیدات علیه «نظام جمهوری اسلامی» وجود داشته باشد. با توجه به اینکه حکومت ایران معترضان خیابانی را دشمنان نظام تعریف می کند، لاجرم در مواقع نیاز، نیروهای ارتشی را ملزم به برخورد با آنها میداند.
لازم به یادآوری است که اصل ۱۵۰ قانون اساسی، وظیفه سپاه پاسداران را نیز «نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن» ذکر کرده است. به این ترتیب، وظیفه «نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن» -که برای سپاه ذکر شده- دستکم در حیطه داخلی تفاوت چندانی با وظیفه «پاسداری از نظام جمهوری اسلامی» -که برای ارتش ذکر شده- ندارد.
به عبارت دیگر، فرضا اگر حاکمان جمهوری اسلامی مایل بودند که ارتش هم به اندازه سپاه در موضوعات سیاسی-امنیتی دخیل باشد، بهراحتی میتوانستند با استناد به اصل ۱۴۳ و مسئولیت ارتش در پاسداری از «نظام»، چنین دخالتی را توجیه کنند. هرچند در عالم واقع، چنین تمایلی هرگز در میان حاکمان وجود نداشته است.
حکومت نگران استفاده از ارتش در خیابان است؟
مقامهای ارشد حکومت ایران، همواره در اظهارنظرهای رسمی، ارتش را یک نیروی کاملا مورد اعتماد دانستهاند. در عمل هم، قطعا نمی توان ارتش موجود را، مثلا با ارتش زمان جنگ ایران و عراق -که اغلب افسران و درجهداران آن در زمان حکومت پهلوی آموزش دیده بودند- مقایسه کرد.
منبع تصویر، Getty Images
نمیتوان فراموش کرد که با گذشت ۴۷ سال از انقلاب ۱۳۵۷، اکثریت قریب به اتفاق کسانی که پیش از انقلاب وارد ارتش شده بودند، دیگر در این نیرو حضور ندارند و در بهترین حال، بازنشسته شدهاند.
به عبارت دیگر، به جز چند نفر از چهرههای قدیمی، تمام افسران و درجهداران شاغل ارتش، تربیتشدگان مراکز آموزشی -و کاملا ایدئولوژیک- در دوران جمهوری اسلامی هستند.
با همه اینها، به نظر میرسد است که حکومت ایران، هنوز به پرسنل ارتش به اندازه اعضای «نهادهای انقلابی» خود اطمینان ندارد. ازجمله این نگاه را در تفاوت عظیم جایگاه ارتش و سپاه در تبلیغات حکومتی -و حتی در روایتهای رسمی از جنگ ایران و عراق- میتوان مشاهده کرد.
از سوی دیگر، به نظر میرسد که نگاه شهروندان ناراضی به اعضای ارتش هم، عمیقا با نگاه آنها به «نهادهای انقلابی» متفاوت است. تفاوتی که مثلا، در شعارهای تند معترضان خیابانی سالهای اخیر علیه نهادهایی چون سپاه و بسیج، به وضوح دیده میشود.
با توجه به مجموعه این واقعیتها، قابل انتظار خواهد بود که در نگاه حاکمان ایران، به میدان فرستادن نیروهای ارتش برای مقابله با مردم معترض، اقدامی پرریسک تلقی شود؛ بهویژه چون این نیروها، اصولا برای سرکوب شهری آموزش ندیدهاند و به علاوه، همانند دوران انقلاب ۱۳۵۷، اکثریت قابل توجه آنها از سربازان وظیفه -با میزان وفاداری نامشخص به حکومت- تشکیل شدهاند.
با چنین پس زمینهای، به نظر میآید که جمهوری اسلامی ایران، در شرایط عادی تمایلی به استفاده از ارتش در مقابله با معترضان خیابانی ندارد، مگر در شرایط بحرانی «کمبود نیرو» و مشخصا هنگامی که نهادهای امنیتی، نگران سقوط «اماکن و مناطق حساس» شده باشند.
نگرانی مشخصی که در جریان اعتراضات اخیر، با توجه به میزان حملات به اماکن حکومتی، موضوعیت خاص یافته است.








