از تعداد ایرانیان خارج از کشور آمار دقیقی در دست نیست، اما براوردهایی که نهادهایی مانند «شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور» ارائه کردهاند، نشان میدهد دستکم هفت میلیون ایرانی بیرون از مرزهای کشورشان زندگی میکنند. هرچند برخی منابع حتی این رقم را تا حدود هشت میلیون نفر نیز محتمل دانستهاند؛ جمعیتی گسترده که هر یک، شبکهای از پیوندهای عاطفی، خانوادگی و انسانی در ایران دارند. از پدر و مادر، فرزند، خواهر و برادر گرفته تا دوستان و خویشاوندانی که همچنان در آن جغرافیای بحرانزده زندگی میکنند و قطع سراسری اینترنت این پیوندها را ناگهان، در معرض گسستی هولناک قرار داده است.
بیخبری از عزیزان در کنار انتشار تصاویر و ویدیوهای خشونتبار و آمار روبهافزایش کشتهشدگان روزهای اخیر، به کابوسی وحشتناک برای ایرانیان خارج از کشور تبدیل شده است؛ کابوسی که بیم رسیدن بدترین خبر را در پی دارد. در این شرایط، تلاش برای برقراری تماس، ارسال یک پیام ساده یا حتی اطمینان از زنده بودن نزدیکترین عزیزان، به بنبست میخورد و اضطرابی فرساینده را تشدید میکند.
نتبلاکس، نهاد مستقل پایش وضعیت اینترنت، روز دوشنبه بیستودوم دیماه با انتشار گزارشی تازه، قطع سراسری اینترنت در ایران را برای چهارمین روز متوالی تایید کرد. بر اساس این گزارش، انسداد دیجیتال که همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی آغاز شد، تا لحظه تنظیم این گزارش از مرز ۸۴ ساعت گذشته و ارتباط کاربران را در سراسر ایران بهطور گسترده و تقریبا کامل، مختل کرده است.
از سوی دیگر، اگرچه تا روز یکشنبه برای شماری از افرادی که به اینترنت ماهوارهای استارلینک دسترسی داشتند، امکان برقراری تماسهای محدود وجود داشت، از شامگاه یکشنبه برخی رسانههای بینالمللی از ایجاد اختلال جدی در ارتباطهای ماهوارهای استارلینک در ایران خبر دادند. بر اساس این گزارشها، جمهوری اسلامی با استفاده از تجهیزات موسوم به «اخلالگر نظامی»، دسترسی به اینترنت ماهوارهای استارلینک را نیز همزمان با قطعی اینترنت سراسری مختل کرده است.
مجله فوربز هم به نقل از دادههای فنی اعلام کرد که همزمان با آغاز قطعی اینترنت در ایران، حدود ۳۰ درصد از ترافیک رفتوبرگشت شبکه استارلینک دچار اختلال شد، اما این رقم طی چند ساعت، به بیش از ۸۰ درصد افزایش یافت. برخی متخصصان فناوری ارتباطات احتمال دادهاند اجرای چنین سطحی از اختلال، با کمک فنی چین یا روسیه انجام شده باشد.
در شرایطی که هیچگونه تماس تلفنی یا اینترنتی با داخل ایران امکان ندارد، انتشار تصاویر دلهرهآور از جانباختگان در کهریزک بر شدت نگرانیها افزوده است. همزمان، از شهرهای دیگر ایران نیز گزارشها و تصاویر مشابهی در حال انتشار است؛ روایتهایی پراکنده اما همجهت که از ابعاد گسترده خشونت و سرکوب حکایت دارند. در نبود دسترسی آزاد به اطلاعات و با تداوم انسداد ارتباطی، هنوز هیچ آمار مستند و رسمی از شمار جانباختگان در دست نیست، اما برخی منابع غیررسمی و حقوق بشری، تعداد کشتهشدگان را هزاران نفر براورد کردهاند.
شاهزاده رضا پهلوی نیز در گفتگو با فاکسنیوز اعلام کرد تعداد معترضانی که جمهوری اسلامی در روزهای اخیر کشته، از تعداد قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر بیشتر شده است.
ایرانیان خارج از کشور در فضای مجازی میکوشند با پیامهای همدلانه به یکدیگر روحیه بدهند و برای عبور از این روزهای سخت، احساس تنهایی و درماندگی را کاهش دهند. در بسیاری از این پیامها، یادآوری میشود که شرایط زندگی مردم در داخل ایران بهمراتب وخیمتر و پرخطرتر است و همین آگاهی، همزمان احساس مسئولیت را نیز تشدید میکند.
با این حال، سایه هراس همچنان بر این همدلی جمعی سنگینی میکند؛ هراسی ناشی از این تصور فلجکننده که ممکن است یک یا چند تن از کشتهشدگان اعضای خانواده، خویشاوندان یا دوست نزدیکشان باشند؛ تصوری که با انتشار ویدیو اجساد کشتهشدگان آن را واقعیتر و دردناکتر میکند.
ژاله، یکی از ایرانیان مقیم ترکیه است که میداند اعضای خانوادهاش، از جمله مادر، برادران و برادرزادههایش، در اعتراضهای غرب تهران حضور داشتند. او آخرین بار ظهر پنجشنبه هجدهم دیماه با یکی از برادرانش صحبت کرد و از آن زمان تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت آنها ندارد. ژاله میگوید در یکی از ویدیوهای منتشرشده از کشتهشدگان کهریزک، تصویری از یکی از اجساد را دیده که شباهتهایی نگرانکننده با برادرش داشته است: «هزار بار این ویدیو را عقب و جلو کردم، اسکرینشات گرفتم، تصویر را بزرگ و با عکسهای برادرم مقایسه کردم. هر بار به پهنای صورتم اشک ریختم و تا مرز فروپاشی روانی پیش رفتم. آخر سر هم به خودم گفتم: او یا برادر تو است، یا برادر یک ایرانی دیگر که برای آزادی مبارزه کرد و حالا کشته شده است.»
ژاله میگوید وقتی دیروز یکی از پیامهای رسیده از ایران را خواند که در آن نوشته شده بود برخی خانوادهها چند کشته دادهاند، اضطرابش چند برابر شده است؛ اضطرابی که با هر ساعت بیخبری، سنگینتر میشود و او را در وضعیتی میان بیم و امید معلق نگه میدارد. به گفته او، در نبود هرگونه راه ارتباطی، ذهنش مدام میان بدترین سناریوها در رفتوآمد است و این بلاتکلیفی، از خود خبر تلخ نیز فرسایندهتر شده است.
وضعیتی که ژاله امروز تجربه میکند، تنها روایت یک فرد نیست؛ بازتاب احساسی مشترک است که میلیونها ایرانی خارج از کشور با آن زندگی میکنند. بیخبری مطلق، اضطراب دائمی و مواجهه هرروزه با تصاویر و خبرهایی که میتواند سرنوشت نزدیکترین عزیزانشان را روایت کند، برای جامعه ایرانیان مهاجر به یک تجربه جمعی مشترک تبدیل شده است.
قطع سراسری اینترنت در جمهوری اسلامی که پیشتر نیز سابقه داشت، اقدامی هدفمند برای مهار اعتراضها، سرکوب و کنترل بحران است. این سیاست در درجه نخست با هدف جلوگیری از انتشار تصاویر، ویدیوها و اطلاعات مربوط به سرکوب و شمار قربانیان اجرا میشود تا امکان مستندسازی و پیگیری بینالمللی کاهش یابد.
همزمان، قطع اینترنت ابزار ارتباط، هماهنگی و سازماندهی معترضان را مختل و فشار روانی گستردهای بر جامعه وارد میکند؛ فشاری که دامنه آن به خانوادهها و ایرانیان خارج از کشور نیز کشیده میشود. در نهایت، انسداد اینترنت به جمهوری اسلامی امکان میدهد روایت رسمی خود را بر فضای خبری مسلط کند و حقیقت را در هالهای از ابهام نگه دارد؛ درست مثل همین حالا که با قطع ارتباطهای بینالمللی در حال مخابره روایت یکطرفه خود از انقلاب ملی ایرانیان و مخابره تصاویر اجتماع حامیانش است و تصویری وارونه از واقعیت میدانی ارائه دهد.
در غیاب اینترنت و ارتباط آزاد، امکان راستیآزمایی این روایتها از میان میرود و افکار عمومی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، در معرض اطلاعات کنترلشده و جهتدار قرار میگیرند.
گزارشگران ویژه سازمان ملل بارها تاکید کردهاند جمهوری اسلامی از قطع اینترنت به عنوان ابزاری برای سرکوب معترضان استفاده میکند. روز یکشنبه نیز آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، گفت که از گزارشهای مربوط به شدت سرکوب معترضان به دست جمهوری اسلامی شوکه شده است.
دبیرکل سازمان ملل همچنین خواستار اقدامهایی برای تضمین دسترسی مردم به اطلاعات شد و بر ضرورت بازگرداندن ارتباطات و رفع محدودیتهای ارتباطی در ایران تاکید کرد.









