در سفرهایی که به ایران داشتم، برای ارزیابی حالوهوای ملی بارها به مکانهای نمادین انقلاب اسلامی سر زدم. یکی از این مکانها مقبره روحالله خمینی بود که با یک گنبد طلایی عظیم و منارههای بزرگ از کیلومترها دورتر دیده میشود. در طی این سالها، هر بار که به آنجا سر میزدم، میدیدم این مقبره که به حرمی مجلل برای بنیانگذار انقلاب تبدیل شده است، بازدیدکنندگانی کمتر از قبل دارد.
آن ادانل، مورخ دانشگاه نیویورک، درباره این تجربه به من گفت: «زنده نگه داشتن شور انقلابی و انتقال آن به نسلهای بعدی تقریبا غیرممکن است. در مورد انقلابها بهعنوان تجربیات اجتماعی، چیزی وجود دارد که مستقل از ایدئولوژیهایی است که یک نسل درگیر آن است و شور و شوق یا سرخوشی اولیه انقلابها تاریخ انقضا دارد.»
اکنون از زمان انقلاب اسلامی و هیاهویی که در پی آن محمدرضاشاه پهلوی در فرودگاه تهران سوار هوایپما شد و بنا بر گزارشها، مشتی از خاک ایران را با خود برد، تقریبا نیمقرن گذشته است. اکنون حکومت دینی که پس از خاندان پهلوی روی کار آمده، به نسل سوم رسیده است و در تلاشی ناامیدانه برای بقا دستوپا میزند.
پس از دو هفته تظاهرات ضدحکومتی در تمام ۳۱ استان ایران، صدها نفر کشته و هزاران نفر بازداشت شدهاند. به نظر میرسد که رژیم ایران پس از چندین دوره قیام مردمی که آنها را به طرز وحشیانهای را سرکوب کرد، حالا در طوفانی شدیدتر از اعتراضها گرفتار شده است که هرگز تجربه نکرده بود.
مردم ایران برای این عصبانیت و خشم از جمهوری اسلامی دلایل زیادی دارند. در دو دهه گذشته، چندین اعتراض بزرگ رخ داده است؛ از تظاهرات موسوم به «جنبش سبز» در اعتراض به نتایج انتخابات ریاستجمهوری گرفته تا تظاهرات بعدی به دلیل گرانیهای فزاینده و پس از آن جنبشی به نام «زن زندگی آزادی» که عمدتا به رهبری زنان جوان رقم خورد.
اعتراضهای فعلی هم که از بازار بزرگ تهران آغاز شد، مجموعهای از نارضایتیها از جمهوری اسلامی بود که به نام «مستضعفان» انجام شد، اما مردم را روزبهروز فقیرتر کرد. علاوه بر مسائل اقتصادی، رژیم از نظر سیاسی هم از درون پوسیده و وفاداران پیشین خود را دور انداخته، بیاعتبار یا بازداشت کرده است.
ایدئولوژیهایی که جمهوری اسلامی از آنها برای توجیه انقلاب ایران و ادامه آن بهره گرفت، نیز در طول زمان به طور فزایندهای رنگ باختهاند. به گفته چارلز کورزمن، جامعهشناس دانشگاه کارولینای شمالی و نویسنده کتاب «انقلاب غیرقابل تصور در ایران»، از زمان ظهور جنبش سبز، جامعه ایران تغییر چشمگیری کرده و باورهای مدنظر حاکمیت را از دست داده است.
به گفته او، مردم از آن زمان، دیگر حرفهای رهبر جمهوری اسلامی را باور ندارند و به دنبال راهی برای تغییر حاکمیتاند. مردم ایران گهگاه از نامزدهای اصلاحطلب حمایت کردهاند، اما اکنون دیگر باور ندارند که اصلاحات خواستههای آنها را محقق کند. با این همه، نسل اول انقلابیون ایرانی، از جمله علی خامنهای ۸۶ ساله، مدتها است خود را در مورد آیندهشان فریب دادهاند.
راب مکایر، سفیر سابق بریتانیا در ایران، روز جمعه در جریان رویدادی در شورای آتلانتیک گفت که رژیم تهران «برای هیچ یک از چالشهایی که با آن مواجه است، راهکاری ندارد» و حلقه داخلی قدرت «تنگ و تنگتر» شده است.
گای برگس، جامعهشناسی که در مورد منازعات اجتماعی تحقیق میکند، هم معتقد است که احتمال فروپاشی جمهوری اسلامی افزایش یافته است. به گفته او «اینها از آن نوع اتفاقاتیاند که وقتی مردم ناگهان تصمیم میگیرند که میتوان بر نیروی بیرحمی که رژیم را در قدرت نگه داشته است، غلبه کرد، رخ میدهند.»
با این حال جمهوری اسلامی هنوز برای سرکوب قیام فعلی نیروهایی دارد و این سرکوب تاکنون بیرحمانه بوده است. ویدیوهایی که منتشر میشود، تصاویر کشتهشدگان را نشان میدهد که در کیسههای سیاه مخصوص اجساد قرار داده و در فضای باز گذاشته شدهاند تا خانوادهها بتوانند آنها را شناسایی کنند و تحویل بگیرند.
یکی دیگر از مکانهایی که اغلب در تهران از آن بازدید کردهام، بهشت زهرا، گورستانی وسیع در حومه جنوبی پایتخت، است. بخش بزرگی از این گورستان به «شهدای» جنگ هشت ساله با عراق اختصاص داده شده است. شهادت، به معنای تعهد به مردن در راه عدالت، از قرن هفتم در اسلام شیعه جایگاه ویژهای داشته است. در طول آخرهفته، سیانان و سایر رسانهها ویدیویی از عزادارانی که جسد معترضان را برای دفن به بهشت زهرا حمل میکردند، منتشر کردند. که فریاد میزدند: «مرگ بر خامنهای» و میگفتند «کسی را که برادرم را کشت، خواهم کشت». تصاویری که نشان میدهد نسل جدیدی از «شهدا» در حال شکلگیری است.
برگرفته از وبسایت نیویورکر









