روزنامه واشنگتن پست نوشت شکافهای عمیق در اپوزیسیون ایران که ریشه در دهههای گذشته دارد، اکنون به مانعی جدی بر سر راه تلاشها برای ایجاد تغییر در ایران بدل شده است؛ کشوری که نیروهای امنیتی آن سرکوبی بیامان علیه اعتراضات ضدحکومتی به راه انداختهاند؛ اعتراضاتی که در سالهای اخیر نظیری نداشته است.
در غیاب هرگونه رهبر روشن و مشخص اپوزیسیون در داخل کشور، رضا پهلوی، فرزند شاه ایران که در سال ۱۳۵۷ خلع شد، کوشیده است این خلأ را پر کند و از داخل ایالات متحده خواستار تظاهرات و اعتصابهای کاری شده است. او هفته گذشته ایرانیان را به حضور در خیابانها فراخواند و جمعیتهای عظیمی برای تخلیه خشم خود به میدان آمدند؛ خشمی که بهسرعت از نارضایتی نسبت به شرایط وخیم اقتصادی به مطالبات صریح برای سرنگونی حکومت تبدیل شد.
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
از زمان آغاز اعتراضات که جرقه اولیه آن فروپاشی ارزش پول ملی ایران بود، بنا به گزارش یک نهاد حقوق بشری، بیش از ۲۵۰۰ نفر کشته شدهاند و اعتراضات در سراسر کشور و در میان بخشهای مختلف اقتصادی، طبقات اجتماعی و گروههای قومی گسترش یافته است.
اپوزیسیون کشور نیز به همان اندازه متنوع است: از اقلیتهای قومی گرفته تا جمهوریخواهان، سلطنتطلبان، چپگرایان و حتی برخی از حامیان پیشین جمهوری اسلامی. این گروهها دیدگاههایی پرشور و در عین حال متفاوت دارند؛ برای مثال درباره شکل نظام آینده حکومت یا میزان خودمختاری منطقهای که احتمالا به اقلیتهای قومی ایران داده میشود.
کارشناسان سیاسی میگویند فارغ از اندازه و گستره اعتراضات، یک اپوزیسیون دچار تفرقه احتمال فروپاشی مسالمتآمیز رژیم را کاهش میدهد. آنان همچنین تأکید میکنند که بدون یک اپوزیسیون متحد و سازمانیافته، جذب بخش قابلتوجهی از ایرانیان که شاید با نظام اسلامی مخالف باشند اما بدون اطمینان از یک گذار آرام حاضر به اعتراض نیستند، دشوار خواهد بود.
هیچ چهره مخالف دیگری از شهرت نام پهلوی یا نوستالژیای که این نام برمیانگیزد برخوردار نیست. بیشتر ایرانیان زنده امروز، مدتها پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ متولد شدهاند، یعنی سالی که پدر او، محمدرضا پهلوی، پس از نزدیک به چهار دهه حکومت از قدرت کنار گذاشته شد.
با تشدید فلاکت اقتصادی و انزوای بینالمللی، ایرانیان بیشازپیش به دوران پیش از انقلاب بهعنوان زمانی که ایران کشوری مرفه و محترم بود، نگاه میکنند.
اما رضا پهلوی برخلاف تلاش پیشین خود برای ایجاد ائتلاف با ایرانیانی از سنتهای سیاسی دیگر، یعنی در زمان خیزش زن، زندگی، آزادی این بار خود را بهعنوان رهبر بلامنازع اپوزیسیون معرفی کرده و به شعارهای سلطنتطلبانهای استناد میکند که معترضان در داخل کشور سر دادهاند. با این حال، بهدلیل قطع اینترنت از سوی دولت، هنوز روشن نیست که آیا مردم به فراخوان او برای اعتصاب در بخشهای کلیدی اقتصاد پاسخ دادهاند یا نه.
اندرو قلیلی، عضو «اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران»، که یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در واشنگتن و همسو با پهلوی است، میگوید: «بسیاری از کسانی که شعار “جاوید شاه” و “این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده” سر میدهند، آشکارا خواهان بازگشت سلطنت مشروطه و دودمان پهلوی هستند.»
او در ایمیلی افزود: «اما حمایت از ولیعهد تنها به سلطنتطلبان که خود بخش بزرگی از جامعه ایران را تشکیل میدهند، محدود نیست. او در میان جمهوریخواهانی که حاکمیت روحانیت را رد میکنند نیز پایگاه حمایتی قدرتمندی دارد؛ کسانی که رضا پهلوی را تنها رهبر قادر به هدایت ایران از دل انقلاب و سپس گذار به دموکراسی میدانند.»
گفتوگو با اعضای اپوزیسیون ایران و بررسی مواضع علنی آنان نشان میدهد که بسیاری همچنان نسبت به ادعای رهبری پهلوی بدگماناند؛ موضوعی که سقفی برای میزان حمایت از او ایجاد میکند و در صورت فروپاشی حکومت، میتواند مشکلساز شود.
شکافهای عمیق
جدی بودن این اختلافات در اسفند ۱۴۰۱ آشکار شد؛ آخرین باری که ایران شاهد اعتراضات سراسری بود. برجستهترین چهرههای اپوزیسیون پراکنده ایرانیان خارج از کشور اعلام کردند که ائتلافی برای تلاش در جهت ایجاد ایرانی سکولار و دموکراتیک تشکیل دادهاند.
اعضای این ائتلاف از جمله یک فعال حقوق زنان، یک بازیگر مشهور و رضا پهلوی توافق کردند اختلافات عمیق خود را کنار بگذارند و برای پایان دادن به نظام دینی ایران متحد شوند و در نمایشی نمادین دست یکدیگر را گرفتند. این تصویر و سخنان آنان از شبکههای ماهوارهای فارسیزبان پخش شد و با دقت در داخل ایران دنبال گردید.
پهلوی در آن مراسم گفت: «ممکن است بر سر تکتک مسائل با هم توافق نداشته باشیم. آنچه مهم است این است که شتاب خود را از دست ندهیم.»
اما کمتر از دو ماه بعد، این ائتلاف بر اثر اختلاف بر سر ترکیب اعضا، فقدان تفکر و سازماندهی راهبردی، و همچنین مخالفت شدید بخش بزرگی از پایگاه حامیان پهلوی از هم پاشید؛ روایتی که چندین نفر از درگیران این روند، بهصورت علنی و خصوصی، بیان کردهاند.
سعید قاسمینژاد، مشاور پهلوی و مشاور ارشد امور ایران و اقتصاد مالی در اندیشکده «بنیاد دفاع از دموکراسیها» در واشنگتن، در ایمیلی نوشت: «اگر ولیعهد مشکل اصلی بود و سایر اعضای ائتلاف از حمایت قابلتوجهی در میان ایرانیان برخوردار بودند، پس باقیمانده ائتلاف میبایست قادر میبود بدون او فعالیت کند، نیرو بسیج کند و رهبری را به دست گیرد.»
علاوه بر حامیان پهلوی، امروز چندین جریان و چهره سیاسی مهم دیگر نیز در میان اپوزیسیون حضور دارند. در خارج از ایران، از جمله میتوان به مسیح علینژاد، کنشگر و روزنامهنگار ساکن آمریکا اشاره کرد که علیه حجاب اجباری مبارزه کرده و از اعضای کلیدی ائتلاف ۱۴۰۱ بود. او از اظهارنظر برای این گزارش خودداری کرد.
در داخل کشور، سرکوب شدید حکومت ایران جامعه مدنی را فلج کرده و آن را از کاریزماتیکترین و محبوبترین رهبرانش محروم ساخته است، هرچند برخی با وجود خطرات بزرگ همچنان به سخن گفتن و سازماندهی ادامه دادهاند. برای نمونه، در روزهای نخست اعتراضات، ۱۷ فعال مدنی، روزنامهنگار و مقام سابق دولتی بیانیهای صادر کردند و خواستار گذار مسالمتآمیز از جمهوری اسلامی شدند.
در میان امضاکنندگان، مصطفی تاجزاده، معاون پیشین وزیر کشور در دوران اصلاحات، حضور داشت؛ کسی که اکنون در زندان است و از سال ۱۳۸۸ بارها بازداشت و زندانی شده است. او خواهان پایان دادن به حاکمیت روحانیت از طریق مجلس مؤسسان منتخب است، اما با سرنگونی خشونتآمیز حکومت مخالفت میکند.
نرگس محمدی، دیگر امضاکننده این بیانیه، در سال ۱۴۰۴، در حالی که دوران محکومیت طولانیمدت خود را بهدلیل فعالیتهای حقوق بشری میگذراند، برنده جایزه صلح نوبل شد. او اواخر سال ۲۰۲۴ با مرخصی درمانی آزاد شد، اما در ماه آذر بار دیگر بهطور خشونتآمیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
اختلاف نظر درباره پهلوی
عمار ملکی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تیلبورگ هلند که نظرسنجی افکار عمومی در ایران انجام میدهد، میگوید پژوهشهایش نشان میدهد که حدود یکسوم ایرانیان از پهلوی حمایت قوی دارند، یکسوم بهشدت با او مخالفاند و بقیه مردد هستند و بسته به شرایط ممکن است از او حمایت کنند.
او میگوید: «تنها با اعتراض، حتی با حمایت دوسوم جامعه، نمیتوان بدون پشتیبانی بینالمللی رژیم را تغییر داد. و حتی اگر رژیم تغییر کند، بدون در نظر گرفتن و جذب دیگر گروههای اپوزیسیون، دستیابی به ثبات ممکن نیست.»
گفتوگو با معترضان در داخل ایران نشان میدهد که حتی در میان حامیان پهلوی نیز دیدگاههای ظریف و متفاوتی درباره نقش او در آینده وجود دارد.
نازنین، زن ۳۵ سالهای از سمنان، در مصاحبهای پیش از قطع اینترنت گفت: «من کاملاً از بازگشت شاهزاده حمایت میکنم. او بهترین گزینه برای رهبری این انقلاب در حال حاضر است.»
داوود، مردی در میانه دهه چهل زندگی از مشهد، پیش از قطع اینترنت گفت: «من شخصاً به نقش نمادین رضا پهلوی بهعنوان رهبر دوران گذار باور دارم، نه بهعنوان حاکم آینده ایران.» هر دو این افراد به شرط فاش نشدن هویت کاملشان صحبت کردند.
زنی در غرب تهران، در پیامی صوتی که در اوج قطع اینترنت از طریق واسطهای به واشنگتنپست رسید، گفت: «من هرگز در گذشته از این آدم حمایت نمیکردم. اما چاره دیگری نداریم. راه بازگشتی وجود ندارد، فقط باید به جلو رفت. اگر دور او جمع نشویم و متحد نشویم، همینجا دفن خواهیم شد.»
به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
نقش اقلیتهای قومی
به گفته ملکی، میزان حمایت از پهلوی در مناطق مختلف کشور متفاوت است و در مناطقی که جمعیت اقلیتهای قومی مانند کردها، ترکهای آذری یا بلوچها بیشتر است، کمتر دیده میشود.
فریبا بلوچ، فعال مدنی ساکن لندن و مدافع حقوق اقلیت بلوچ ایران، میگوید پهلوی نتوانسته است با اقلیتهای قومی ارتباط برقرار کند تا نیازهای آنان را درک کرده یا برنامهای روشن برای اینکه اعتراضات گسترده چگونه به سرنگونی رژیم خواهد انجامید ارائه دهد. او گفت: «وقتی مسئولیت میپذیرد و میگوید “من رهبرم”، باید گامهای بعدی خود را مشخص کند.»
عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران و از اعضای اصلی ائتلاف ۱۴۰۱ نیز گفت تا آنجا که میداند، پهلوی تلاشی برای آغاز گفتوگو با گروههای کرد نکرده است. به گفته او، گستره تنوع قومی و سیاسی ایران «نه در سیاستهای او بازتاب یافته، نه در عملکردش و نه در برنامههایی که ارائه کرده است.»
قلیلی این انتقادات را رد کرد و گفت پهلوی چهرهای وحدتبخش بوده و با اقلیتهای قومی، کنشگران حقوق زنان و مخالفان تماس گرفته است. او گفت: «رویکرد شاهزاده رضا پهلوی آگاهانه فراگیر و مبتنی بر اصول بوده و بر تمامیت ارضی ایران، حقوق بشر، حکومت سکولار و انتخاب دموکراتیک تمرکز دارد.»
قاسمینژاد نیز گفت ائتلاف پهلوی شامل اقلیتهای قومی و مذهبی و افرادی با باورهای سیاسی گوناگون بوده که همگی حول حمایت از رهبری او متحد شدهاند.
در حالی که بسیاری از مخالفان حکومت ایران امیدی مشترک به آیندهای دموکراتیک و کثرتگرا دارند، برخی نگراناند که برجسته شدن پهلوی بهعنوان مهمترین چهرهٔ اپوزیسیون راه را برای نتیجهای معکوس هموار کند.
مهدیه گلرو، روزنامهنگار و فعال مدنی که سابقا در ایران زندانی بوده و اکنون در سوئد زندگی میکند، گفت بیم آن دارد که برجسته شدن یک چهره واحد به شکلگیری حکومتی تمامیتخواه دیگر بینجامد.
برخی از اعضای اپوزیسیون اکنون تا حدی خود و متحدانشان را مقصر میدانند که نتوانستهاند گزینهای جایگزین و قابل اتکا به ایرانیان ارائه دهند.
کاوه شهروز، وکیل ایرانی-کانادایی و فعال حقوق بشر، هفته گذشته در پستی در اینستاگرام نوشت: «در دو سال گذشته عضو گروههای بیشماری از افرادی بودهام که مثل من فکر میکردند، اما نتوانستند اختلافات کوچک را کنار بگذارند و با هم کار کنند (و البته من هم در این میان بیتقصیر نیستم).»
او میخواهد کسانی که خواهان ایرانی دموکراتیک هستند، سرانجام جبههای متحد تشکیل دهند و مینویسد: «این شاید یکی از حساسترین لحظات تاریخ ایران در دهههای اخیر باشد. ما مسئولیت اخلاقی داریم که همین حالا اقدام کنیم. فردا دیر خواهد بود.»










