اعتراضها در ایران با وجود خشونت بیمحابای رژیم همچنان ادامه دارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، جمهوری اسلامی را تهدید کرده است که در صورت کشتن معترضان، به ایران حمله خواهد کرد؛ در عین حال گفته است خواهان مذاکره است. ملاهای محاصرهشده اما حسابگر، که از جنگ پیشبینیناپذیر ترامپ هراسان شدهاند، ممکن است امتیازهایی جذاب پیشنهاد دهند. حتی ممکن است با توجه به اینکه غرب و ترامپ در گذشته مسئله هستهای را بر همه چیز مقدم میدانستند، با بازرسیهای هستهای موافقت کنند. دولت آمریکا اکنون سر دو راهی قرار دارد و هر تصمیم پیامدهایی عظیم خواهد داشت.
اعتراضها به تقریبا همه استانها و شهرهای ایران گسترش پیدا کرده است. کوکتل مولوتوف، شعلهافکنهای دستساز و دیگر سلاحهای ابتدایی علیه نیروهای امنیتی به کار گرفته میشود، نیروهایی که رژیم «شهادت» آنها را میستاید. علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، و اطرافیانش قصد ندارند به مسکو یا نجف در عراق بگریزند. آنها میخواهند با گلوله از این مخمصه بیرون بیایند. خامنهای و پیروانش بقای جمهوری اسلامی را با بقای اسلام یکی میدانند.
تعداد دقیق کشتهشدگان روشن نیست، اما بهراحتی میتواند به هزاران نفر برسد. دولت ترامپ باید فرض را بر این بگذارد که بدون مداخله خارجی، این فوران اعتراض سرکوب خواهد شد. این احتمال وجود دارد که نیروهای امنیتی از هم بپاشندــ بیانیه ارتش که گفته ممکن است وارد میدان شود نشان میدهد دستگاههای امنیتی بیش از حد تحت فشارند و احتمالا با ریزش نیرو مواجه شدهاند. استفاده از ارتش پرخطر است، زیرا حکومت از سربازان وظیفه میخواهد وارد حاشیهنشینهایی شوند که از نظر فرهنگی به آنها نزدیکاند و حتی کسانی را بکشند که میشناسند. رژیم همیشه ترجیح داده است از اراذلــ گاهی وارداتی از خارجــ استفاده کند که پیوند نزدیکی با اهدافشان ندارند. اما اعتراضها آنقدر گسترده شده است که این روشها دیگر کارآمد به نظر نمیرسد.
با این حال، رژیم آماده پذیرش این خطر است. وضعیت کنونی ترامپ بیشباهت به وضعیت باراک اوباما در سال ۲۰۱۳ نیست، وقتی او استفاده بشار اسد از سلاح شیمیایی را «خط قرمز» خواند و سپس هنگامی که از آن عبور شد، هشدارش را نادیده گرفت. شکست اوباما راه را برای دمشق و حامیان روس و ایرانیاش باز کرد تا شورش را بیرحمانه در هم بکوبند و به تهران این پیام را مخابره کرد که میتواند هم در منطقه هرگونه میخواهد رفتار کند و هم با واشنگتن درباره پرونده هستهای مذاکره کند.
مقایسه با اوباما برای ترامپ خوشایند نیست. هرچند حملات اسرائیل به دستگاه سرکوب رژیم، که هنگام توقف جنگ ۱۲روزه سال گذشته برنامهریزی شده بود، احتمالا بسیار موثرتر میبود (اسرائیلیها قصد داشتند بیش از ۱۰۰۰ نفر از فرماندهان سپاه پاسداران و بسیج را از میان بردارند)، اما یک حمله جدی آمریکا امروز هم میتواند بخشی از این فرماندهان را از بین ببرد. بسیاری از ایرانیان احتمالا از ویرانی پایگاههای سپاه پاسداران، ساختمان وزارت اطلاعات و آرامگاه روحالله خمینی شاد خواهند شد.
این تصور که ایرانیان «دور پرچم جمع میشوند» کلیشه ورد زبان چپهای آمریکا و اروپا است. در جریان جنگ ۱۲روزه، هیچ موجی از ملیگرایی بهنفع رژیم شکل نگرفت. حکومت روحانی که معمولا ملیگرایی را «آلودگی غربی» برای تفرقه در امت اسلامی میداند، توان چندانی برای بسیج ملیگرایی ایرانی ندارد. اعتراضهای سراسری کنونی این توهم را تقریبا نابود کرده است. لیبرالهای آمریکایی که زمانی از اصل «مسئولیت حمایت» دفاع میکردند، که دخالت خارجی برای جلوگیری از جنایتهای گسترده را توجیه میکرد، باید توضیح دهند چرا ایرانیان مشمول این اصل نمیشوند.
اهمیت حمله آمریکا در این مقطع را نباید دستکم گرفت. همه قیامها فراز و فرود دارند. در مراحل نخست، فقط مخالفان سرسخت به خیابان میآیند و هزینه میدهند. بسیاری از مرددها از رژیم متنفرند اما پیش از ورود، به نشانهای از موفقیت نیاز دارند، همانطور که در سالهای ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ دیده شد. امروز ملاها با ترس حکومت میکنند و هرچه از این ترس کاسته شده، اعتراضها گسترش پیدا کرده است. رژیم با تکتیرانداز و سلاح خودکار میکوشد هیبت ازدسترفته را بازسازی کند. حملات آمریکا میتواند کفه ترازو را تغییر دهد. هدف واشنگتن باید تحقیر حکومت دینی و برجسته کردن ناتوانی و آشفتگیاش پس از شکست در جنگ ۱۲ روزه باشد.
البته ممکن است رژیم حتی در صورت بمباران نیز در سرکوب پیروز شود، زیرا سپاه پاسداران و بسیج اکنون در میدان مستقرند و بعید است برای تجدید قوا به پایگاهها بازگردند. اما دستکم ترامپ تلاش کرده است. وفای به عهد برای حفظ اعتبار حیاتی است.
روایت رژیم از جنگ ۱۲ روزه این بود که آمریکا و اسرائیل نه برای از کار انداختن برنامه هستهای، بلکه برای تغییر رژیم حمله کردند و سپس عقب نشستند، چون تودههای مردم کنار ملاها ایستادند. اگر ترامپ اکنون تردید کند، این روایت تقویت خواهد شد.
هر عملیات نظامی فوری در شرایط آشوب شدید انجام خواهد شد و احتمال خطا و کشته شدن غیرنظامیان وجود دارد. این خطری اجتنابناپذیر است و ایرانیانی که امروز در خیابانها جان میدهند، شاید آن را میپذیرند. اما ترامپ، رهبری که اغلب به بیاخلاقی و معاملهگری متهم میشود، میتواند نشان دهد که ایران استثنا است. پیامدهای فروپاشی جمهوری اسلامیــ حتی اگر ایران دورهای طولانی از بیثباتی داشته باشدــ عمیق و سودمند خواهد بود. و برای رژیمی که از سال ۱۹۷۹ تاکنون شمار زیادی از آمریکاییها را کشته و معلول کرده است، مجازاتی شایسته خواهد بود.
روئل مارک گرشت پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسیها و ری تکیه پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی است.
ترجمه از والاستریت ژورنال










