حاکمان ایران با بزرگ‌ترین چالش از زمان انقلاب ۱۳۵۷ روبه‌رو هستند

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، مقام‌های جمهوری اسلامی پس از هفته‌ها اعتراض در ایران، تلاش می‌کنند کنترل اوضاع را به دست بگیرند
    • نویسنده, لیز دوست
    • شغل, خبرنگار ارشد بین‌المللی، بی‌بی‌سی

حاکمان ایران با جدی‌ترین چالش از زمان انقلاب اسلامی روبه‌رو شده‌اند.

آن‌ها این‌بار در مقیاسی کم‌سابقه دست به مقابله زده‌اند: سرکوب بسیار خشن نیروهای امنیتی و قطع تقریبا کامل اینترنت، در ابعادی که در بحران‌های پیشین دیده نشده است.

بسیاری از خیابان‌هایی که تا همین اواخر در هیاهوی خشم علیه حکومت می‌غرید، حالا کم‌کم رو به سکوت می‌رود.

یکی از ساکنان تهران به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «جمعه خیلی شلوغ بود؛ جمعیت باورنکردنی بود و تیراندازی زیاد. اما شنبه‌شب خیلی، خیلی خلوت‌تر شد.»

یک خبرنگار ایرانی هم گفت: «الان بیرون رفتن یعنی به استقبال مرگ رفتن.»

این‌بار التهاب داخلی با یک تهدید خارجی هم گره خورده است؛ تهدیدی که با هشدارهای تکراری دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا درباره اقدام نظامی پررنگ‌تر شده است. این هشدارها هفت ماه پس از آن مطرح می‌شود که آمریکا در پی جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، به تاسیسات هسته‌ای ایران حمله کرد؛ جنگی که به تضعیف حکومت انجامید.

اما اگر از استعاره‌ای استفاده کنیم که رئیس‌جمهور آمریکا بارها به کار برده، این وضعیت در عین حال یک «برگ دیگر» به دست ایران داده است.

آقای ترامپ اکنون می‌گوید تهران خواسته است که دوباره به میز مذاکره برگردد.

اما ایران دست پری ندارد: دونالد ترامپ می‌گوید ممکن است هنوز پیش از هر دیداری ناچار به انجام نوعی اقدام شود؛ و مذاکرات هم قادر نخواهد بود التهاب سوزان این ناآرامی‌ها را فروبنشاند.

و ایران در برابر خواسته‌های حداکثری آمریکا کوتاه نخواهد آمد؛ از جمله مطالبه «غنی‌سازی صفر» که عبور از خطوط قرمزی است که در کانون راهبرد بنیادین این حکومت دینی قرار دارد.

با وجود همه فشارها، نشانه‌ای دیده نمی‌شود که رهبران ایران قصد تغییر مسیر داشته باشند.

ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و نویسنده کتاب «راهبرد کلان ایران»، می‌گوید: «گرایش آن‌ها این است که سرکوب کنند تا از این مقطع جان سالم به در ببرند و بعد تصمیم بگیرند از اینجا به بعد چه کنند. اما با توجه به وضعیت‌شان در برابر آمریکا و اسرائیل و تحریم‌ها، حتی اگر این اعتراض‌ها را هم خاموش کنند، گزینه‌های زیادی برای بهبود زندگی مردم ندارند.»

روزهای آینده می‌تواند مسیر پیش رو را تعیین کند: این که آیا ایران و منطقه دوباره وارد دور تازه‌ای از حمله‌های نظامی می‌شوند، و این که آیا زور و خشونت این اعتراض‌ها را، مثل گذشته کاملا خاموش می‌کند یا نه.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، امروز به دیپلمات‌ها در تهران گفت «اوضاع اکنون کاملا تحت کنترل است».

روز دوشنبه جمعیتی در خیابان‌های تهران بودند که حکومت از آن‌ها خواسته بود بیرون بیایند و خیابان‌ها را از معترضان «پس بگیرند».

پنج روز پس از قطع سراسری و همه‌جانبه ارتباطات، تصاویر هولناک‌تری به جهان بیرون درز می‌کند؛ از راه ترمینال‌های ماهواره‌ای استارلینک، ابتکارهای فنی در داخل ایران و جسارت کسانی که خطر می‌کنند تا واقعیت را منتشر کنند.

روایت پزشکانی از بیمارستان‌هایی که زیر فشار مجروحان از پا افتاده‌اند؛ ویدیوهای هولناک از سردخانه‌های روباز با ردیف‌های طولانی کیسه‌های سیاه جنازه؛ پیام‌های صوتی که برای خبرنگاران بی‌بی‌سی فارسی فرستاده می‌شود و از شوک و هراس می‌گوید.

آمارها بالا می‌رود. در موج قبلی ناآرامی‌ها در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ که بیش از شش ماه طول کشید، گروه‌های حقوق بشری حدود ۵۰۰ کشته و بیش از ۲۰ هزار بازداشت را ثبت کردند. این بار، ظرف چند هفته، گزارش‌ها می‌گویند شمار کشته‌ها از آن هم بسیار فراتر رفته و تاکنون بیش از ۲۰ هزار نفر بازداشت شده‌اند.

حکومت خون‌ریزی را انکار نمی‌کند؛ تلویزیون دولتی نیز تصاویر سردخانه‌های موقت را پخش می‌کند و حتی می‌پذیرد که شماری از معترضان کشته شده‌اند.

خیابان‌های ایران شعله‌ور بوده است. ساختمان‌های دولتی، که نمادهای این نظام به شمار می‌روند، در آتش خشم سوزانده شده‌اند، اما حکومت حمله به اموال عمومی را کار «تروریست‌ها و آشوبگران» می‌داند.

ادبیات حقوقی هم در این دوره تندتر شده است: «خرابکاران» با اتهام «محاربه» روبه‌رو می‌شوند و ممکن است با مجازات اعدام مواجه شوند.

حکومت تقصیر اصلی را متوجه «دشمنان خارجی» می‌کند که اشاره به اسرائیل و آمریکاست، و می‌گوید آن‌ها پشت این خیزش داخلی‌اند. این‌بار، اتهام‌ها با روشن شدن میزان نفوذ موساد، سازمان امنیتی اسرائیل، در جریان جنگ ۱۲ روزه هم تقویت شده است.

با هر انفجار تازه ناآرامی در ایران، همان پرسش‌ها دوباره طرح می‌شود: این اعتراض‌ها تا کجا و با چه گستره‌ای پیش می‌رود؟ چه کسانی به خیابان‌ها و میدان‌ها می‌آیند؟ و مقام‌ها چگونه واکنش نشان می‌دهند؟

منبع تصویر، Reuters

این موج تازه از چند جهت منحصربه‌فرد بوده است.

شروع اعتراض‌ها عادی بود. ۲۸ دسامبر، بازاریانی که کالاهای الکترونیکی وارداتی می‌فروختند، از سقوط ناگهانی ارز شوکه شدند، مغازه‌ها را بستند، اعتصاب کردند و از دیگران در بازار خواستند به آن‌ها بپیوندند.

واکنش اولیه دولت سریع و آشتی‌جویانه بود. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، وعده گفت‌وگو داد و از «مطالبات مشروع» سخن گفت؛ در کشوری که تورم به نزدیکی ۵۰ درصد می‌رسد و افت ارزش پول، زندگی سخت مردم را آشفته‌تر می‌کند.

اندکی بعد، کمک‌هزینه ماهانه تازه‌ای - معادل حدود ۷ دلار - به حساب همه واریز شد تا کمی از فشار بکاهد.

اما قیمت‌ها باز هم بالا رفت و موج ناآرامی‌ها گسترده‌تر شد.

کمتر از سه هفته بعد، ایرانی‌ها همه‌جا در راهپیمایی بودند؛ از شهرهای کوچک و محرومِ استان‌ها تا کلان‌شهرها، و شعارشان تغییر اقتصادی و سیاسی بود.

دیگر راه‌حل‌های سریع و ساده‌ای وجود ندارد، بلکه مسئله خود نظام است.

ایران زیر فشار سال‌ها تحریم‌های فلج‌کننده بین‌المللی، سوءمدیریت و فساد، خشم انباشته از محدودیت‌های اجتماعی، و رنج هزینه‌های این رویارویی طولانی با غرب از هم گسسته است.

اما تا اینجا، به نظر می‌رسد مرکز قدرت هنوز سر پا مانده است.

کریم سجادپور، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی در واشنگتن، می‌گوید: «مهم‌ترین حلقه‌ای که هنوز برای فروپاشی کامل کم است، این است که نیروهای سرکوبگر به این نتیجه برسند دیگر از حکومت سودی نمی‌برند و دیگر حاضر نیستند برایش آدم بکشند.»

پیش از شعله‌ور شدن این بحران، گفته می‌شد قدرتمندترین بازیگران در حلقه حاکمیت بر سر مسائل کلیدی به شدت دچار شکاف شده‌اند؛ از جمله این که آیا باید مذاکرات شکست‌خورده با آمریکا برای توافق هسته‌ای تازه را از سر گرفت و چگونه باید این کار را کرد، و همین‌طور این که پس از ضربه‌هایی که در جنگ غزه به نیروهای نیابتی و متحدان سیاسی جمهوری اسلامی وارد شد، چگونه باید بازدارندگی راهبردی را ترمیم کرد.

اما بقا و دوام نظام، نظام آن‌ها، بالاتر از هر چیز دیگری قرار دارد.

اقتدار نهایی همچنان در دست علی خامنه‌ای، رهبر ۸۶ ساله جمهوری اسلامی، است و اطراف او را وفادارترین مدافعانش گرفته‌اند، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که اکنون بر اقتصاد، سیاست و امنیت جمهوری اسلامی نفوذ و سلطه دارد.

گفته می‌شود تهدیدهای تقریبا روزانه دونالد ترامپ، توجه و تمرکز را در بالاترین سطوح قدرت به شدت افزایش داده است. این تهدیدها همچنین گمانه‌زنی‌های گسترده‌ای را درباره پیامدهای هرگونه مداخله خارجی برانگیخته است.

اقدام نظامی می‌تواند به معترضان نیرو بدهد، اما می‌تواند نتیجه معکوس هم داشته باشد.

صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتم هاوس، می‌گوید: «تاثیر اصلی این خواهد بود که در لحظه‌ای که حکومت آسیب‌پذیر است، انسجام نخبگان را تقویت کند و شکاف‌های درون رژیم را سرکوب کند.»

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، رضا پهلوی، پسر شاه پیشین ایران، از جمله کسانی است که خواهان مداخله آمریکا شده است

یکی از بلندترین صداهای ایرانی که از ترامپ می‌خواهد مداخله کند، رضا پهلوی است؛ ولیعهد پیشین در تبعید، پسر آخرین شاه ایران که سلطنت او در انقلاب ۱۳۵۷ سرنگون شد. اما این درخواست او و روابط نزدیکش با اسرائیل بحث‌برانگیز است.

در مقابل، صداهای دیگری از نرگس محمدی، برنده نوبل صلح که هنوز در ایران زندانی است، تا جعفر پناهی، فیلمساز تحسین‌شده می‌گویند تغییر باید مسالمت‌آمیز باشد و باید از درون کشور بجوشد.

در ناآرامی‌های کنونی، رضا پهلوی نشان داده است که می‌تواند در بسیج کردن و شکل دادن به این خیزش نقش داشته باشد. فراخوان‌های او برای شعار دادن هماهنگ، به نظر می‌رسد افراد بیشتری را در سرمای زمستان به خیابان کشانده است.

با این حال، مشخص نیست میزان واقعی حمایت از او چقدر است، یا این‌که آیا اشتیاق عمیق به تغییر باعث شده برخی به نمادهای آشنا از گذشته پناه ببرند؛ مانند پرچم پیش از انقلاب ایران با نقش شیر و خورشید که دوباره برافراشته شده است.

رضا پهلوی تاکید می‌کند قصد بازگرداندن سلطنت را ندارد و می‌خواهد گذار دموکراتیک را رهبری کند، اما در گذشته در میان جامعه پراکنده ایرانیان خارج از کشور چهره‌ای همگرا و وحدت‌بخش نبوده است.

ترس از فروپاشی و هرج‌ومرج، نگرانی‌های مالی و مسائل دیگر هم ذهن بخشی از ایرانی‌ها را درگیر کرده است، از جمله کسانی که هنوز از روحانیون حاکم حمایت می‌کنند. برای برخی، «اصلاح» مهم‌تر از «انقلاب» است.

تجربه تاریخ نشان می‌دهد وقتی شور و خشم با زور در خیابان‌ها روبه‌رو می‌شود، تغییر می‌تواند از بالا شکل بگیرد یا از پایین؛ اما این روند همیشه پیش‌بینی‌ناپذیر و اغلب پرمخاطره است.