جمهوری اسلامی بر سر دوراهی سرنوشت‌ساز عقب‌نشینی و فروپاشی

امروز لحظه سرنوشت‌ساز فرا رسیده و آینده جمهوری اسلامی در آستانه تحولی تاریخی و اجتناب‌ناپذیر قرار گرفته است

خلاصه خبر

پایان دادن به برنامه هسته‌ای و پایبندی به اصل مداخله نکردن در امور دیگر کشورها، تنها راهی است که می‌تواند جمهوری اسلامی را از خطر مداخله خارجی که با تکیه بر ناآرامی‌های داخلی گسترده، مسیر تغییر نظام را در ایران هموار می‌کند، نجات دهد.

رژیم جمهوری اسلامی برای نخستین بار از زمان به قدرت رسیدن بنیان‌گذار جمهوری اسلامی در تهران، با یک بحران وجودی روبرو است. اکنون هیچ قدرت خارجی، از جمله ایالات متحده، اسرائیل یا کشورهای حوزه خلیج فارس نمی‌توانند این رژیم در حال افول را از سقوط نجات دهند. تنها طرفی که امروز می‌تواند جمهوری اسلامی از فروپاشی نجات دهد، خود رژیم است؛ به‌ویژه اینکه تهدیدهای داخلی و خارجی این بار دست به دست هم داده‌اند تا جمهوری اسلامی را از پا درآورند. افزون بر اینکه جمهوری اسلامی در محاصره کامل انواع خطرها قرار گرفته است.

جمهوری اسلامی در حالی سرسختانه به دنبال پیشبرد برنامه هسته‌ای خود بود که می‌دانست جهان آماده پذیرش این امر نیست. در نتیجه، امروز تهران در حالی بهای این تصمیم را می‌پردازد که به‌شدت آسیب دیده و بدون دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای، به پایان خط رسیده است.

از سوی دیگر، رهبران جمهوری اسلامی از نخستین روزهای رسیدن به قدرت، در چارچوب سیاست صدور انقلاب، راهبردی را دنبال کردند که هدف از آن ایجاد بی‌ثباتی و هرج‌ومرج در کشورهای منطقه بود. تدوام این سیاست ایران و منطقه را در عمق بحران فروبرد، اما با گذشت زمان، طرح‌های توسعه‌طلبانه رژیم جمهوری اسلامی یکی در پی دیگری، رو به افول رفت.

اکنون لحظه‌ای سرنوشت‌ساز فرا رسیده و برای اتخاذ تصمیمی شجاعانه و بازنگری در سیاست‌های قبلی زمان اندکی باقی مانده است. شاید این آخرین فرصت باشد که رژیم جمهوری اسلامی از ادامه پروژه هسته‌ای نظامی خود دست بکشد.

رژیم ایران هنوز این فرصت را دارد که با کنار گذاشتن سیاست‌های تهاجمی در قبال کشورهای منطقه، از مسیر ویرانگر کنونی فاصله بگیرد، ساختارهای نظامی را که برای ایجاد آشوب و تهدید کشورهای همسایه ایجاد کرده است، منحل کند و از تحمیل تصمیم‌هایش درباره صلح یا جنگ در کشورهای منطقه دست بردارد.

تردیدی نیست که پایان دادن به پروژه هسته‌ای و توقف فعالیت‌های فرامرزی می‌تواند ایران را از خطر مداخله خارجی که در سایه ناآرامی‌های داخلی مسیر تغییر نظام را هموار می‌کند، مصون نگه دارند.

در حال حاضر، جمهوری اسلامی به صورت تاکتیکی و برای متوقف کردن فشار آمریکا، به توافق بر سر توقف برنامه هسته‌ای با وعده کنار گذاشتن بعد نظامی آن تن می‌دهد. این اقدام هرچند ممکن است شرط اصلی آمریکا و اسرائیل را براورده کند، از نگرانی کشورهای منطقه نمی‌کاهد؛ زیرا مادامی که این رژیم سلاح‌های متعارف و نهادهای نظامی را که برای عملیات نظامی فرامرزی اختصاص داده است، حفظ کند، همچنان برای اکثر کشورهای منطقه یک تهدید خواهد بود. بنابراین، استدلال انتخاب میان دو گزینه بد و بدتر، یعنی «بقای رژیم جمهوری اسلامی» بهتر است از «رفتن به ‌سمت آشوب و هرج‌ومرج» تنها زمانی صدق می‌کند که محیط مسالمت‌آمیز باشد و رژیم حاکم با عقلانیت و بدون افراط‌گرایی ایدئولوژیک، عمل کند.

جمهوری اسلامی می‌تواند با خرید زمان بیشتر و دستیابی به توافق‌هایی که مانع حمله آمریکا و اسرائیل شود، روند فروپاشی را به تاخیر بیندازد، اما این اقدام لزوما مانع فروپاشی نمی‌شود، مگر آنکه تهران حاضر شود امتیازهای اساسی بدهد و از سیاست‌های تهدیدآمیزش چه در عرصه داخلی و چه در عرصه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی عقب‌نشینی کند. هرچند تحقق چنین سناریویی به معنای پدید آمدن نظامی متفاوت از نظامی است که در نیم قرن گذشته می‌شناختیم.

پیش‌بینی‌ها درباره سقوط رژیم جمهوری اسلامی قدیمی و تکراری است، با این حال رژیم همچنان پابرجا مانده است. زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کار‌تر، رئیس‌جمهوری پیشین آمریکا و مسئول پرونده ایران، پس از به قدرت رسیدن خمینی گفت: «جمهوری اسلامی رژیمی موقت و بسیج‌محور است.» چند سال بعد، هنری کیسینجر نیز با نگاهی مشابه، تاکید کرد: «رژیم جمهوری اسلامی در درون خود متناقض است؛ دولتی مدرن با ایدئولوژی انقلابی. چنین ترکیبی نمی‌تواند در بلندمدت دوام داشته باشد.» با این حال، جمهوری اسلامی نه‌تنها فرو نپاشید، بلکه بیش از چهار دهه دوام آورد و به یک بازیگر مسلط در معادلات منطقه‌ای تبدیل شد.

هرچند پیش‌بینی‌های قبلی شتاب‌زده و زودهنگام بود، امروز نشانه‌های تغییر عملا در افق جمهوری اسلامی پدیدار است. اکنون پرسش اصلی این است که این تغییر چگونه رقم خواهد خورد: فروپاشی کامل یا تغییر محدود؟ بنابراین، منطقه نمی‌تواند در برابر چنین تحول بزرگی بی‌تفاوت بماند و باید برای مقابله با پیامدهای مثبت و منفی آن آماده باشد.

با این حال، هرگونه همگرایی با جمهوری اسلامی باید به یک واقعیت اساسی مشروط باشد. مشکل اصلی، مداخلات خارجی نظام است؛ مداخلاتی که علی‌رغم تضعیف شدید، همچنان ادامه دارد. از همین‌ رو، پرسش محوری همچنان پابرجا است: آیا تهران آماده تغییر واقعی است یا صرفا به دنبال خرید زمان است؟

برگرفته از الشرق‌الاوسط

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.
نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ