پایان ترس؛ جمهوری اسلامی و از دست رفتن ابزار اصلی بقا

خلاصه خبر

بر اساس این تحلیل که در وب‌سایت موسسه واشینگتن منتشر شده است، حکومت ایران همچنان انواع سلاح‌های نظامی را در اختیار دارد، اما سرانجام مهم‌ترین ابزار حکومت‌های اقتدارگرا را از دست داده است: ترس.

به گفته سینگ، جمهوری اسلامی نزدیک به پنج دهه با خشونت مردم ایران را سرکوب کرده و هم‌زمان در خاورمیانه و فراتر از آن به بی‌ثباتی دامن زده است. با این حال، به نظر می‌رسد حکومت اکنون وارد بحرانی راهبردی شده که امکان خروج از آن را ندارد.

جمهوری اسلامی تاکنون برای تضمین بقای خود کوشیده با آنچه دو تهدید اصلی تلقی کرده، مقابله کند: از یک سو جامعه‌ای نسبتا جوان، تحصیل‌کرده و دارای مشارکت سیاسی در داخل ایران، و از سوی دیگر، کشورهایی در منطقه و خارج از آن، به‌ویژه ایالات متحده، که از تهدیدهای پیاپی حکومت نگران بوده‌اند.

در این مسیر، «ترس» ابزار محوری جمهوری اسلامی بوده است؛ چه با ایجاد هراس در واشینگتن و دیگر بازیگران از این که تشدید تقابل با تهران می‌تواند به جنگی منطقه‌ای بینجامد، و چه با القای این تصور در میان مردم ایران که اعتراض‌ها نه به حمایت بین‌المللی، بلکه صرفا به سرکوب و انتقام حکومت منتهی خواهد شد.

سینگ افزود نشانه‌های روشنی وجود دارد که «ترس و راهبرد حکومت بر پایه آن» فرو ریخته است. ایالات متحده و اسرائیل پس از دهه‌ها تردید، به رویارویی مستقیم با ایران روی آورده‌اند و حتی از احتمال حملات بیشتر سخن می‌گویند.

این که ایرانیان بتوانند خشونت حکومت را تاب بیاورند و اعتراض‌ها را ادامه دهند، هنوز روشن نیست، اما آشکار است که این خیزش هم از نظر وسعت و هم از نظر تنوع و ماهیت عوامل اقتصادی و سیاسی محرک، با اعتراض‌های پیشین تفاوت اساسی دارد.

سینگ در حالی به حذف «وحشت‌آفرینی» از سازوکارهای سرکوب جمهوری اسلامی اشاره می‌کند که حکومت در دهه‌های گذشته کوشیده است با تکیه بر سیاست «النصر بالرعب» مخالفان را مرعوب کند و مانع از شکل‌گیری اعتراضات شود.

جمهوری اسلامی پس از هفتم اکتبر

رویه حکومت برای سرکوب در داخل و تسلیح گروه‌های نیابتی در خارج برای سال‌ها موثر بود و جمهوری اسلامی بابت خونی که در ایران و سراسر منطقه ریخت، بهای اندکی پرداخت کرد.

این الگو در نهایت با حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل شکسته شد.

اسرائیل پس از مقابله با حماس و حزب‌الله، در جریان جنگ ۱۲ روزه با حملات مستقیم، بازدارندگی تهران را به چالش کشید. در حالی که بخش مهمی از توان نیابتی، پدافندی، موشکی و هسته‌ای جمهوری اسلامی هدف قرار گرفت، حکومت واکنش محدودی از خود نشان داد.

اکنون که اسرائیل و آمریکا بدون بروز جنگ منطقه‌ای از خط قرمز حمله مستقیم به ایران عبور کرده‌اند، به ‌احتمال زیاد این نوع عملیات به بخشی دائمی از سیاست آنان در برخورد با جمهوری اسلامی تبدیل می‌شود.

این روند حتی پس از پایان دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و نخست‌وزیری بنیامین نتانیاهو نیز ادامه خواهد داشت.

آیا تغییر واقعی در جمهوری اسلامی ممکن است؟

سینگ نوشت اکنون برای حکومتی که بقای خود را در خطر می‌بیند، راه‌حل جایگزین روشنی وجود ندارد.

پذیرش مطالبات آمریکا و اسرائیل یا تحمل اعتراض‌های مردمی و مطالبه تغییر، نه فقط تصمیم‌هایی دشوار هستند، بلکه در تعارض کامل با ایدئولوژی خیال‌پردازانه‌ای هستند که حکومت از زمان تاسیس خود به آن پایبند مانده است.

دشمنی با آمریکا و حاکمیت مطلق روحانیت برای رهبران جمهوری اسلامی سیاست قابل تغییر نیست، بلکه بخشی از هویت و ستون‌های اصلی قدرت آنان است.

سینگ تاکید کرد اکنون زمان توافق هسته‌ای تازه یا هر نوع تعاملی برای کاهش فشار بر تهران نیست. به‌جای گشودن راه فرار برای حکومت از دوراهی سرنوشت‌ساز «تغییر یا فروپاشی»، واشینگتن باید فشار بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد و هم‌زمان از مردم ایران حمایت کند.

در وضعیتی که خطر اقدام نظامی به‌شکل جدی متوجه حکومت است، هم دشمنان ایران و هم مردم کشور با دوره‌ای حساس و پرخطر روبه‌رو هستند.

این احتمال را نمی‌توان نادیده گرفت که حکومت از سر استیصال برای حفظ بقا، به‌دنبال شتاب بخشیدن به برنامه تسلیحات هسته‌ای، انجام عملیات‌های تروریستی، یا تشدید سرکوب و کشتار مردم برود.

اما چنین اقداماتی که ممکن است از نگاه رهبران جمهوری اسلامی راه نجات به‌نظر برسند، در عمل تنها فشارها را بر حکومت افزایش می‌دهند و احتمال اعتراض‌های تازه، حملات نظامی جدید و حتی تسریع فروپاشی حکومت را بیشتر می‌کنند.

نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ